فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٦٩ - ٥ اصل حمايت از مبارزات حقطلبانه و جنبشهاى رهايىبخش
اشاره به مترادف بودن آن دو به برداشت نادرستى كه از اصل عدم توسل به زور و تهديد شده اشاره نموده باشيم.
از آنجا كه در مباحث گذشته طى بررسى مسئله امنيت بين المللى مفهوم تجاوز و ديدگاه اسلام را در اين زمينه به تفصيل بيان نموديم، در اينجا ضرورتى بر تكرار آن نيست، فقط تأكيد بر اين نكته ضرورى است كه قرآن با تحريم اعتداء (تجاوز) [١] ، معيار آن را تجاوز از مقررات و حدود تعيين شده [٢] قرار داده و آن راحتى در برابر دشمن متجاوز نيز تجويز ننموده است [٣] .
٥. اصل حمايت از مبارزات حقطلبانه و جنبشهاى رهايىبخش
در مباحث گذشته گفتيم كه صلح و امنيت بين المللى وقتى براى جامعه جهانى ارزشمند است كه مبتنى بر اصول عدل و انصاف باشد. از اين رو حق مبارزه به منظور رهائى از سلطه براى ستمديدگان و مستضعفان را نمىتوان قربانى صلح و امنيت براى قدرتمندان سلطهگر و متجاوز نمود.
عدل و انصاف ايجاب مىكند كه همه ملتها از مبارزات حقطلبانه و جنبشهاى رهائىبخش ملتهاى دربند حمايت كنند، حتى اگر اين حمايت صلح و امنيت كاذب را به مخاطره افكند.
جاى تأسف است كه مطلقگرائى غير عادلانه در زمينه صلح و امنيت در منشور ملل متحد به وضوح ديده مىشود. در ماده ٣٣ منشور چنين آمده است:
«طرفين هر اختلاف كه ادامه آن محتمل است حفظ صلح و امنيت بين المللى را به خطر اندازد، بايد قبل از هر چيز از طريق مذاكره، ميانجيگرى، سازش، داورى، رسيدگى قضائى و توسل به مؤسسات يا ترتيبات منطقهاى، يا ساير وسائل مسالمتآميز بنا به انتخاب خود راه حل آن را جستجو نمايند».
«شوراى امنيت در صورت اقتضاء، از طرفين اختلاف خواهد خواست كه اختلافات خود را به وسائل مزبور تصفيه نمايند».
[١] بقره: ١٩٠ (وَ لاٰ تَعْتَدُوا).
[٢] بقره: ٢٢٩ (تِلْكَ حُدُودُ الله فَلاٰ تَعْتَدُوهٰا).
[٣] مائده: ٢ (وَ لاٰ يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ أَنْ تَعْتَدُوا).