فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٤٩ - ١ اصل تفاهم بين المللى تكيه بر قدر مشتركها و اصول موضوعه
نمايد [١] ، همزمان با عملكرد غلط برخى از خلفاى بنى اميه [٢] در مورد قرارداد صلح با روم شرقى به بهاى پرداخت غرامت ساليانه بوده است، ولى چنين نيست كه تصوير حالت صلح مداوم از ديدگاه اسلام در فلسفه سياسى و نظام حقوقى اسلام پيشبينى نشده باشد.
اگر اوزاعى براى تصحيح عملكرد ضد اسلامى امويان فتوا داده باشد، اين امكان وجود دارد كه از اصول شناختهشده اسلام نيز در جهت توجيه سياست امويان بهره گرفته باشد.
اينك چند اصل را بعنوان قواعد حقوق بين الملل اسلام مورد بررسى قرار داده و بر اساس تئورى صلح بين المللى اسلام، امكان نظام بين المللى ايدهآل را به پايه اين اصول مطالعه مىنمائيم و اصول مربوط به جهاد و حقوق جنگ و ديپلماسى را به مجلدات ديگر اين مجموعه (فقه سياسى) موكول مىكنيم.
١. اصل تفاهم بين المللى تكيه بر قدر مشتركها و اصول موضوعه
اگر اختلاف، زمينهساز خشونت و جنگ و ناامنى است، بايد پذيرفت كه تفاهم مىتواند نقش تعيين كنندهاى در ايجاد جو صلح و امنيت داشته باشد. درست است كه بسيارى از مسائل از قلمرو تفاهم بيرون است و سياست سلطه و قدرت، تفاهم نمىپذيرد، ولى بسيارى از مسائل جهانى را مىتوان با تفاهم حل كرد. تفاهم بين كشورهائى كه در معرض تعرض سياستهاى سلطهجو و قدرتطلب هستند، به طور غير مستقيم مىتواند عامل بازدارندهاى در برابر چنين سياستهاى تجاوزكارانه باشد.
اصل تفاهم، كاربرد روشنى در حل معضلات فكرى و رسيدن به وحدت نظر در مسائل علمى و فلسفى دارد، ولى قلمرو آن تا مسائل سياسى و بين المللى نيز گسترش مىيابد و مىتواند نه در شكل يك اصل عقلى و يا اخلاقى، بلكه به صورت يك اصل حقوقى در حل اختلافات بين المللى و معضلات جهانى مورد استفاده
[١] . رجوع شود به الجهاد طبرى، ص ٨
[٢] معاويه اول و عبد الملك مروان (رجوع شود به جنگ و صلح در اسلام، ص ٢١١).