فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٣٢ - اسلام و سياست سلطه
كه فرمان داديم فرشتگان، آدم را سجده كنند، همگى سجده كردند جز ابليس كه خوددارى كرد و استكبار ورزيدند).
قرآن همچنين انگيزه اصلى مقاومتها در برابر دعوت انبيا را استكبار معرفى كرده است: (أَ فَكُلَّم [١] [٦] [٤] ٨;ا جٰاءَكُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْوىٰ أَنْفُسُكُمُ اِسْتَكْبَرْتُمْ)١(آيا هر پيامبرى كه بر وفق هواى نفس شما دعوت كرد، در برابرش استكبار ورزيديد؟).
محكوميت مخالفان دعوت حق و آيات الهى نيز دليل عمدهاش روح استكبار حاكم بر عقول آنها است(: أَ فَلَمْ تَكُنْ آيٰاتِي تُتْلىٰ عَلَيْكُمْ فَاسْتَكْبَرْتُمْ وَ كُنْتُمْ قَوْماً مُجْرِمِينَ) [٢] (آيا آيات الهى بر شما خوانده نشد كه استكبار ورزيديد و از مجرمين گشتيد؟).
قرآن قدرتهائى را كه به سركوب دعوت انبيا دست مىزدند، مستكبر مىخواند:
(ثُمَّ أَرْسَلْنٰا مُوسىٰ وَ أَخٰاهُ هٰارُونَ بِآيٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِينٍ إِلىٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاسْتَكْبَرُوا وَ كٰانُوا قَوْماً عٰالِينَ) [٣] (آنگاه موسى و برادرش هارون را با دلائل روشن و برترى آشكار به سوى فرعون و حاميانش فرستاديم، آنها استكبار ورزيدند و از زمره سلطهجويان قدرتطلب درآمدند). از ديدگاه قرآن مستكبرين به دليل خصلت سلطهجوئى همواره عامل استضعاف قشرهاى ستم كشيده بودهاند: (وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ)٤(فرعون مردمش را به صورت دستههائى متفرق درآورده و گروههائى از آنها را به استضعاف كشانيده بود).
و عامل گمراهى و مانع رشد و آگاهى و سد راه حركتهاى رهائىبخش مستضعفان هستند: (يَقُولُ اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اِسْتَكْبَرُوا لَوْ لاٰ أَنْتُمْ لَكُنّٰا مُؤْمِنِينَ) [٥] (مستضعفان به مستكبران مىگويند اگر شما بر سر راه ما نبوديد ما از مؤمنان بوديم).
استكبار در اجراى سياست سلطه و استثمار حتى از راه ايجاد شك و نفاق نيز از شتاب حركت رهائىبخش مستضعفان مىكاهد: (قٰالَ اَلْمَلَأُ اَلَّذِينَ اِسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صٰالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ)٦(مستكبران و دار و دسته آنها در ميان مردم صالح، به مستضعفان از مردم گفتند آيا واقعا شما
[١] . بقره: ٨٧
[٢] جاثيه: ٣١.
[٣] مؤمنون: ٤٥ و ٤٦.
[٤] قصص: ٤.
[٥] سبا: ٣١.
[٦] اعراف: ٧٥.