فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤١١ - نگاهى به تعريف تجاوز و ارزيابى آن
نگاهى به تعريف تجاوز و ارزيابى آن
در ارزيابى تعريف تجاوز ضعفهائى به چشم مىخورد كه از آن جمله به موارد زير اشاره مىشود:
١. چشمانداز قطعنامه تعريف تجاوز (١٩٧٤ م.) به طورى كه از مقدمه آن به دست مىآيد آن است كه جلوگيرى از تجاوز به آن معنى كه در قطعنامه آمده است مىتواند عامل استقرار امنيت و مانع از بروز جنگهاى تجاوزكارانه باشد، چنانكه برداشت كلى از منشور ملل متحد نيز همين معنى است، در حالى كه غير از تجاوز عوامل ديگرى نيز وجود دارد كه هر كدام بنوبه خود تهديد كننده امنيت بين المللى و زمينهساز جنگهاى تجاوزكارانه مىباشد
٢. در ماده اول قطعنامه تعريف تجاوز صرفاً روى كاربرد نيروى مسلح تكيه شده است و به اين ترتيب، تجاوز به مفهوم تهاجم نظامى آمده و اقدامات برشمرده در ماده سوم نيز جز مورد آخر آن همگى به كاربرد نيروى مسلح اختصاص داده شده، و مورد آخر آن نيز كه به تشخيص شوراى امنيت واگذار شده بر ابهام و شناور بودن تعريف افزوده است. در اين تعريف سخنى از تجاوز اقتصادى، فرهنگى و ايدئولوژيك به ميان نيامده است.
٣. قطعنامه تعريف تجاوز چنانكه از بند دهم مقدمه آن برمىآيد بعنوان تنها ملاك در تشخيص متجاوز به كار گرفته نمىشود و صرفاً در حد يك راهنما براى تشخيص از طرف شوراى امنيت مىتواند مفيد باشد، و همين بند تصريح مىكند كه مسئله وقوع اقدامى تجاوزكارانه بايد با توجه به شرايط ويژه هر مورد بررسى شود در حالى كه اين تصريح، قطعنامه تعريف تجاوز را از حد يك اصل حقوقى به يك توصيه اخلاقى تنزل داده است و موضوع تجاوز را همچنان به صورت شناور قابل تفسيرهاى مختلف دانسته است.
بند نهم مقدمه نيز همين مطلب را به گونهاى ديگر مورد تأييد قرار داده است كه قبول اين تعريف مىتواند اثر بازدارندهاى بر متجاوز بالقوه و همچنين اثرى سودمند در حفظ منافع قربانى تجاوز داشته باشد.
مفهوم اين سخن آن است كه تعريف مستقيماً نمىتواند اين آثار را به دنبال