فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٠٠ - مبحث پنجم عوامل تهديد كنند١٧٢٨ امنيت
كه بر پايه اين عوامل، امنيت ايدهآل بشر تحقق پذيرد.
اصولى كه بر مبناى تعاليم اسلام مطرح نموديم جزئى از يك مكتب سازندهاى است كه مىخواهد عوامل اصلى حيات را در درون انسان به گونهاى تربيت كند و به ثمر برساند كه در صحنه زندگى اجتماعى و عمل جز صلح و امنيت و برادرى و يكدلى و همسوئى و ديگر اصول مورد نياز در سطح جامعه و جهان، از انسانها مشاهده نشود.
ولى مىدانيم كه هيچگاه هدايت بدون كنترل به نتيجه مطلوب نمىرسد، و آنچه گفتيم در حقيقت طرحى در هدايت انسانها و نهايتاً نظام بين المللى به سوى ايدههاى اصيل انسانى چون امنيت است. اما در كنار اين هدايت نوعى كنترل نيز لازم است تا مصونيت لازم در برابر عوامل منفى و تهديدكننده نيز تأمين شود.
براى اين منظور نخست لازم است عوامل تهديد كننده امنيت را بشناسيم و سپس راههاى كنترل آن را مورد مطالعه قرار دهيم.
مبحث پنجم: عوامل تهديد كننده امنيت
همانطور كه جنگ تهديد كننده صلح شناخته شده، تجاوز نيز بعنوان عامل تهديد كننده امنيت به شمار آمده است، و براى تأمين صلح از طريق كنترل جنگ، اصل حل مسالمتآميز اختلافات بين المللى جايگزين اصل قانونى بودن جنگ شده است و بر اين اساس از زمان جامعه ملل توسل به جنگ براى حل اختلافهاى بين المللى ممنوع و جنگ غير قانونى اعلام شد، و بنابر اسناد بين المللى تدوين شده در فاصله دو جنگ با عنوان اقدامى تجاوزكارانه، مشخص و منع آن به يك مفهوم حقوقى الزامآور تبديل گرديد [١] و كاربرد زور به يك ركن مركزى ملل متحد يعنى به شوراى امنيت اختصاص داده شد [٢] .
[١] مراجعه شود به مفهوم تجاوز در حقوق بين الملل، انتشارات مركز مطالعات عالى بين المللى، ص ٥٨
[٢] در مقدمه منشور ملل متحد آمده است: «عدم استفاده از نيروى مسلح مگر در راه منافع مشترك» و اين اختيار سرانجام در ١٩٦٥ م. طى قطعنامهاى به شوراى امنيت واگذار گرديد. مراجعه شود به راهنماى سازمان ملل متحد، ص ١٢٥.