فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٩ - امنيت از درون انسانها شكل مىگيرد
ملل متحد را تشكيل مىدهند.
امروز با نقشى كه جمهورى اسلامى ايران در مسائل مربوط به نهضتهاى آزادىبخش و جنبشهاى اصيل اسلامى در سراسر جهان اسلام دارد و بازتاب انقلاب اسلامى تا اعماق جوامع اسلامى و ملل مستضعف جهان پيش رفته و ريشه دوانده است و بعنوان يك عامل تعيينكننده در سياست جهان مطرح مىشود و ابرقدرتها را به حادترين و خطرناكترين واكنشهاى سياسى و نظامى واداشته است و ديگر آن زمان سپرى شده است كه دولتها و ملتهاى مسلمان بدون در نظر گرفته شدن عامل اسلام چون مهرههاى شطرنج در بازيهاى سياسى توسط ابرقدرتها جابجا شوند، با توجه به همه اين شرايط جديد كه در سطح بين المللى به وجود آمده، آيا نمىتوان مطمئن بود كه به دنبال تحولات آينده كه با همين فرايند به وجود مىآيد فرضيههاى زيربنائى اسلام در احياى اصول شناختهشده بين المللى كه معمولاً قابل قبول هم هست، همان نقشى را ايفا نمايد كه انقلاب اسلامى در ايجاد و تداوم نظام سياسى مبتنى بر اصول و دادههاى اسلام به جاى نظام سياسى ستمشاهى در ايران تأثير گذاشت؟
امنيت از درون انسانها شكل مىگيرد
اين سخن كه در باره صلح گفته مىشود كه صلح در انديشههاى انسانها شكل مىگيرد، و همچنين در باره جنگ، بىشك در مورد امنيت هم صادق است، البته به يك مفهوم وسيعتر از انديشه. زيرا انديشه خود يك معلول است و بايد تا ريشهها و عوامل آن نيز پيش رفت.
امنيت ريشه در عواطف و غرايز و احساسهاى متعالى (اخلاق) و عقيده انسان دارد. حالت زندگى اجتماعى بشر با آثار ناشى از عوامل امنيت شكل مىگيرد. براى ايجاد و استمرار امنيت در روابط اجتماعى يا بين المللى نخست بايد آثار متناسب با آن را از اين عوامل طلب نمود و آن هم در صورتى امكانپذير و معقول خواهد بود كه كليه اين عوامل را بتوانيم همگون با آنچه مىطلبيم بسازيم، يعنى عواطف و غرائز و احساسهاى متعالى (اخلاق) و عقيده در جامعه و جهان به گونهاى بازسازى شود