فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٧ - مشخصات كلى دار الاستضعاف
حقيقت بيان آيندهاى است روشن كه پس از پايان عمر استكبار آغاز مىگردد.
اگر مفهوم استضعاف، گرفتن توان انسانها در راهيابى به انديشه و شناخت صحيح و پيمودن راه زندگى بهتر و رسيدن به رشد و آگاهى و علم و در نتيجه راهجويى به اوج عظمت و تعالى انسانى است ماهيت استكبار نيز دقيقاً به گونهاى است كه بقاى خود را در گرفتن چنين توانائيها مىبيند و جز به آن نمىانديشد.
اگر حالات مستضعفان از خواست و ماهيت مستكبران برمىخيزد پس در حقيقت مستضعفان وسيله آزمون مستكبران و نمودارى افشاگرانه براى مستكبران مىباشند.
اين است معنى سخن مولاى متقيان كه فرمود:
[٣] ">فان اللّه سبحانه يختبر عباده المستكبرين فى انفسهم باوليائه المستضعفين فى اعينهم
[١] .بازتاب اين آزمون الهى آنست كه مستكبران خود به سرنوشت مستضعفان دچار مىآيند [٢] .
از آنچه گفته شد روشن مىگردد كه خصيصه كلى دار الاستضعاف آن است كه مردم در آن سرزمين قدرت آزاد انديشيدن و توان آزاد زيستن و امكان انجام مراسم و فرائض و آدابى كه به مقتضاى عقيده و فرهنگ خود بدان علاقهمندند را نداشته باشند و مستكبرين به خاطر آن كه آزادى تودههاى مردم را خطر بزرگى نسبت به قدرت و منافع خود مىبينند به معارضه با آنان برخيزند و راههاى آزادى و احقاق حقوق را به روى آنها ببندند و به آزارشان بپردازند٣.
هر نوع اعمال فشار بر عليه تودههاى مردم و ايجاد درگيرى با آنان كه از خصلت استكبارى برمىخيزد نشانه استضعاف و دليل وجود حالت استكبارى در يك
[١] . نهج البلاغه، خطبه ٩٢ (خداوند بندگان مستكبر (بتصور خود) را با دوستان خود كه در چشم مستكبران مستضعف مىنمايند مىآزمايد)
[٢] نهج البلاغه، خطبه ١٩٢
فاعتبروا بما اصاب الامم المستكبرين و كانوا قوماً مستضعفين قد اختبرهم اللّه بالمخمصه
. (از آنچه كه بر امتهاى مستكبر گذشته است عبرت بگيريد آنها نخست مردمى مستضعف بودند كه خدا آنها را با سختيها آزمود).[٣] رجوع شود به جواهر الكلام، ج ٢١، ص ٣٨.