فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٤ - ١١ دار الاستضعاف
[١] ١. دار الاستضعاف
دار الاستضعاف در مقابل دار الهجره به سرزمين و كشورى گفته مىشود كه در آن شرايط و امنيت لازم براى ديندارى و زندگى بر محور عقيده و ايمان براى مسلمان فراهم نباشد و محدوديتها و فشارها و آزارها از طرف دولت يا مردم موجب گردد كه مسلمان نتواند به وظائف و تعهدات و شعائر اسلامى عمل كند.
آيه هجرت مبناى تشخيص دار الاستضعاف و حكم آن مىباشد:
(قٰالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله وٰاسِعَةً فَتُهٰاجِرُوا فِيهٰا) ١ .
همچنين حديث نبوى در مورد دعوت كه مسلمانان جديد را موظف به هجرت به دار المهاجرين مىنمود، بيانگر ديد اسلام در زمينه دار الاستضعاف مىباشد.
نكوهش تعرب بعد از هجرت نيز بيانى ديگر در مورد حكم دار الاستضعاف محسوب مىشود.
بدين ترتيب مسلمان مجاز نيست در شرايطى كه نمىتواند ايمانش را حفظ و بدان عمل نمايد، به سر ببرد و همچنين نمىتواند به چنين محلى و شرايطى بازگشت نمايد.
خروج از دار الاستضعاف به دو صورت امكانپذير است:
١. تغيير دادن شرايط حاكم به نحوى كه آزادى و امنيت لازم براى مسلمان ماندن تأمين گردد و كليه زمينههاى اختناق و اجبار و اعمال فشار و عوامل استضعاف از ميان برود.
[٢] . هجرت از شهر يا كشورى كه شرايط استضعاف بر آن حاكم است به جاى امن و آزاد.
صاحب جواهر در اين زمينه مىگويد:
كسى كه نمىتواند در سرزمينى، شعائر دين را ابراز و عمل كند بايد از آن سرزمين هجرت نمايد فقها در اين نظر متفق القول هستند زيرا بدون ترديد، پيامبر بر آن فرمان داده و هجرت مسلمانان از مكه به حبشه بر اين اساس بوده است و قرآن٢
[١] . نساء: ٩٧
[٢] (إِلاَّ اَلْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ اَلرِّجٰالِ وَ اَلنِّسٰاءِ وَ اَلْوِلْدٰانِ لاٰ يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لاٰ يَهْتَدُونَ سَبِيلاً فَأُولٰئِكَ عَسَى الله أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كٰانَ الله عَفُوًّا غَفُوراً) (مگر مردان و زنان و اطفال مستضعفى كه قادر به هجرت نيستند و راهى براى آن نمىيابند اينان مىتوانند به عفو خدا اميدوار باشند كه خداوند بخشنده و بخشايشگر است) نساء: ٩٨ و ٩٩.