فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠ - منابع حقوق بين الملل عمومى
حقوق بين الملل مجموع قواعد و اصولى است كه دول متمدن، آنها را در روابط با يكديگر رعايت مىكنند [١] .
استوارت ميل نيز كه از صاحبنظران مسائل حقوقى غرب است مىگويد: قانون را بر مردمان بىتمدن حاكم نتوان كرد. و برخى ديگر جهان را به سه منطقه متمايز تقسيم نموده و هر يك را لايق قانونى خاص دانستهاند. بدين ترتيب اروپا و منطقه متمدن دنيا بايد از حقوق سياسى كامل، و دول نيمه متمدن از پارهاى حقوق برخوردار باشند، و ديگران، صاحب حقوقى عرفى - كه هيچگونه الزامى در پى ندارد - گردند [٢] . و بالاخره اپنهايم استاد حقوق بين الملل دانشگاه كمبريج، حقوق بين الملل نوين را محصول تمدن مسيحى مىداند و پيدايش آن را به ٤٠٠ سال پيش و روابط كشورهاى مسيحى مربوط مىكند و در اين ميان هيچ گونه اشارهاى به بنياد حقوق بين الملل اسلام ندارد [٣] .
منابع حقوق بين الملل عمومى
عرف، قديمترين منبع اصلى قواعد حقوقى است، حتى قراردادهاى بين المللى كه دومين منبع حقوق بين الملل است، خود بر مبناى عرف بين المللى - در مورد احترام الزامى نسبت به تعهدات - استوار مىباشد. سومين منبع مهم حقوق بين الملل، اصول و قواعد بين المللى است كه در اسناد بين المللى از قبيل اعلاميه ملل متحد، منشور سازمان ملل متحد، اساسنامه ديوان بين المللى دادگسترى، اساسنامه سازمانهاى بين المللى، قراردادهاى ژنو سال ١٩٥٨ م. و تصميمات كميسيون حقوق بين الملل آمده است.
برخى از اصول و قواعد حقوق بين الملل كه در اين اسناد آمده به قرار ذيل است:
[١] به نقل از حقوق بين الملل عمومى، ج ا، ص ١٤.
[٢] رجوع شود به حقوق بين الملل اسلامى، تأليف جلال الدين فارسى، ص ٨.
[٣] رجوع شود به حقوق بين الملل اسلامی، تأليف دكتر خليليان، ص ٦٧.