فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨ - هدف حقوق بين الملل
١. تعيين صلاحيت دول، زيرا كه هر دولت در حدود جغرافيائى معين و مشخص صلاحيت اجراى قواعد و انجام وظائفى را دارد و در خارج از آن حدود (جز در موارد استثنائى) فاقد صلاحيت است
٢. تعيين تعهدات دول كه ممكن است جنبه منفى و يا مثبت داشته باشد. اين تعهدات موجب مىشود كه صلاحيتها طبق مقررات حقوق بين الملل محدود شود.
٣. تنظيم صلاحيت سازمانهاى بين المللى.
ولى به موجب تعميمى كه در تعريف و موضوع حقوق بين الملل پس از جنگ جهانى داده شده، مىتوان هدف حقوق بين الملل را فراتر از تعيين تعهدات و صلاحيت دولتها و سازمانهاى بين المللى دانست، زيرا داورى بين المللى و رفع اختلافات دولتها كه توسط محاكم بين المللى به استناد عرف يا قراردادهاى بين المللى مورد قبول دولتها و يا طرفين اختلاف انجام مىگيرد يكى ديگر از اهداف حقوق بين الملل است و نيز تعيين حقوق و تكاليف افراد در رابطه با مسائلى چون جرائم بين المللى در حوزه هدفهاى عام حقوق بين الملل قرار مىگيرد.
هدفهاى ذكر شده در حقيقت هدفهاى عام سياسى است كه خود هدفهاى اصولىترى را دنبال مىكنند. به طورى كه از مجموع مناقشات در زمينه ضرورت وجودى حقوق بين الملل و فلسفه سياسى آن كه بين طرفداران و مخالفين اين رشته حقوقى رد و بدل شده دستگير مىشود، هدف اصلى در تنظيم و تدوين و اجراى حقوق بين الملل دستيابى به صلح و امنيت بين المللى است. پر واضح است كه تا عنصر عدالت را بر اين مفهوم سياسى يعنى صلح و امنيت بين المللى نيافزائيم نمىتوانيم آن دو را به طور مطلق هدف انسانى و شايسته تلاش بشرى بدانيم.
بنابراين با توجه به قداست و مطلوبيت ذاتى صلح و امنيت بين المللى عادلانه، بايد آن را بعنوان هدف نهائى حقوق بين الملل و همچنين هر نوع نظام بين المللى دانست و چنين نتيجه گرفت كه قواعد حقوق بين الملل بايد از چنان خصلتى برخوردار باشد كه اين هدف مقدس را تأمين نمايد و الا ناسازگارى هدف و وسيله به نابودى يكى از آن دو خواهد انجاميد.