فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٨٤ - ١ دار الاسلام
[١] . (وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ اَلْمُشْرِكِينَ اِسْتَجٰارَكَ فَأَجِرْهُ حَتّٰى يَسْمَعَ كَلاٰمَ الله ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ)١. (هرگاه يكى از مشركان از تو پناه خواست او را پناه ده تا سخن خدا را بشنود و آنگاه او را به جاى امنى كه مىخواهد برسان).
مفاد اين آيه آن است كه مهلت دادن به كفار حتى به صورت يك قرارداد، جزئى از مسئوليتهاى دولت اسلامى است كه به اين طريق مىتواند به آنها كه تقاضاى پناهندگى دارند فرصت بازشناسى حقانيت اسلام را اعطا كند.
[٢] . پيامبر اكرم (ص) با كفار مكه در سال حديبيه (هشتم هجرى) قرارداد امان بست و بدان وسيله به آنان مهلت داد تا ١٠ سال با مسلمين در شرايط امان به سر ببرند.
شيخ طوسى از اين جريان نتيجه مىگيرد كه امان در سه مرحله قابل اجرا است:
الف - امام مسلمين كه صلاحديد وى در همه مصالح مسلمين نافذ مىباشد مىتواند با همه ملتها و دولتهاى جهان قرارداد امان منعقد نمايد.
ب - نماينده امام نسبت به همسايگان قلمرو حكومتش مىتواند از قرارداد امان استفاده كند، ولى به اهالى يك كشور نمىتواند امان بدهد.
ج - فرد فرد مسلمين مىتوانند يك يا چند نفر از كفار را امان بدهند، ولى اهالى يك شهر را نمىتوانند امان بدهند٢.
[٣] . حديث نبوى: المسلمون تتكافؤ دمائهم و هم يد على من سواهم و يسعى ذمتهم ادناهم٣ (مسلمانان خونشان يكسان و برابر است و يكدست در برابر دشمن ايستادگى مىكنند و از امانى كه كمترينشان مىدهد همگى حمايت مىكنند).
در تفسير اين حديث از امام صادق (ع) نقل شده كه:
هرگاه سپاهى از مسلمين گروهى از كفار را محاصره نمودند و يكى از آنها درخواست امان كرد و كمترين و پستترين فرد مسلمان از نظر مقام به وى امان داد، بر بالاترين مقام دولت اسلامى واجب است كه به امان وفادار باشد٤.
[١] توبه، ٦
[٢] المبسوط فى فقه الإماميّة، ج ٢، ص ١٤.
[٣] اصول كافى، ج ١، ص ٣٣٢، و مسند احمد بن حنبل، ج ١٦، ص ٣٣، و سنن ترمذى، ج ٨، ص ٢٠.
[٤] تذكرة الفقهاء، ج ١، ص ٤١٤. منظور از كلمه ادنى ممكن است نزديكترين مسلمان به مستأمن و يا فاسقترين مسلمان باشد.