فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٠٧ - عنصر ايمان
براى درك اين حقيقت، كافى است ما روابط دو فرد مختلف العقيده را در صحنه زندگى اجتماعى مورد مطالعه و دقت قرار دهيم و فرض كنيم كه دو فرد مزبور، از نظر نژاد متحد باشند و در يك آب و خاك زندگى كنند و از نظر خونى نيز برادر همديگر محسوب گردند، ولى اختلاف در مبانى فكرى و عقيدهاى داشته باشند، يكى از آن دو سخت مادى و منكر حقائق جهان ما وراء الطبيعه بوده و در زندگى مرامى جز تلاش - از هر راه ممكن - براى بهزيستى و بهرهمندى از انواع لذائذ مادى و نيل به قدرت و مشتهيات و... نداشته باشد. و ديگرى از نظر فكرى، درست در نقطه مقابل آن قرار گرفته و بر اثر ايمان به خدا و روز بازپسين، نتايج خوب يا بد افكار و اعمال خويش را بر طبق يك محاسبه دقيق عايد وجود خود بداند، و از اين رو خود را به اجتناب از بسيارى از اعمال و افكار ملزم نموده و انجام قسمتى ديگر را از وظائف غير قابل اجتناب محسوب دارد. در چنين شرايطى، آيا امكان خواهد داشت كه آن دو، اساس زندگى مشتركى را پىريزى نموده و با حفظ عقايد و افكار متضاد خود، برنامه واحدى را به منظور ادامه زندگى مشترك خويش تنظيم و اجرا نمايند؟ مگر آنكه هر كدام از عقايد و افكار خاص و متضاد خويش، دست كشيده و بر خلاف مبانى فكرى و اعتقادى با همديگر كنار بيايند و در اين صورت، ناگفته پيداست كه چنين صلحى هرگز پايدار نبوده و ناگزير عقيده و فكر، نقش خود را خواهناخواه بازى نموده، توافق را به تضاد، و همزيستى را به دشمنى، و صلح را به جنگ تبديل خواهد كرد.
عنصر ايمان
در اسلام «ايمان» و عقيده، شاخص ملت و عنصر واقعى تكوين آن محسوب مىشود، و ملت اسلامى را افراد و تودههائى تشكيل مىدهند كه به آئين اسلام گرويده و به عقيده و قانون اسلام ايمان آورده باشند و بر اساس همين پايه، اسلام، به جاى «ملت» اصطلاح «امت» را به كار برده و امت معتقد به اسلام را «امت» واحدى دانسته است.
قرآن اين حقيقت را چنين اعلام مىدارد: