فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩٠ - عناصر مليت
و نيز بنا به گزارش جرايد، در آمريكاى متمدن، كتابهاى كلاسيك مخصوص سياهان در قفسههاى جداگانه كتابخانه گذارده مىشود.
سياه حق ندارد از درى كه سفيد عبور مىكند وارد محوطه شود. آيا اين گونه آثار ننگين تبعيض نژادى كه در گوشه و كنار جهان متمدن، در مورد انسانهاى سياه و زرد و سرخ مشاهده مىشود و سايه شوم سياست فضاحت بار ضد انسانى آن، هنوز بر تارك تمدن بشرى خودنمائى مىكند، نمىتواند دلائلى آشكار و غير قابل انكار بر فساد و محكوميت بنيادهاى فكرى تمدن غرب باشد؟!
آيا مظاهر شرمآور اين تبعيضات، خود سند زندهاى كه تئورى نژادى را به هر صورت و شكلى كه نمود كند محكوم و چهره واقعى ضد انسانى آن را آشكار كند، محسوب نمىگردد؟! آيا همين واقعيتهاى تلخ، پاسخ دندانشكنى براى كسانى كه از راه توجيهات سفسطهآميز، ماسكهاى فريبندهاى به اين سيستم ضد انسانى مىزنند و آن را موجه و سودمند قلمداد مىكنند، نمىتواند باشد؟!
در برخى از كتابهاى حقوقى، آنجا كه بحث از افسانه نژادى به ميان مىآيد، روش ظالمانه پارهاى از كشورهاى بزرگ كه از «سيستم نژادى» حمايت مىكنند جاى تعجب است كه چنين توجيه مىشود:
«سيستم نژادى» داراى دو جنبه است: يكى جنبه دفاعى و ديگرى جنبه تعرضى و توسعهطلبى، و مسئله نژاد از جنبه اول، به اين صورت جلوه مىكند كه بايد تماميت ملى را از اختلاط نژاد مصون بداريم چه، تعداد كثيرى از افراد بيگانه كه به رنگ تبعه دولتى در مىآيند، بدون شك براى آن دولت ايجاد خطر مىكنند.
دولت كشورهاى متحده آمريكا كه تصميم گرفته، تنها كسانى ممكن است به تابعيت آمريكائى درآيند كه كاملا سفيد هستند، جنبه دفاعى تئورى نژادى را مورد استفاده قرار داده است!!»
در صورتى كه اگر ما آن همه اثرات شوم و بىعدالتيها و جرائم و جناياتى را كه از پذيرش سيستم نژادى توليد مىشود ناديده بگيريم، قابل ترديد نيست كه هرگز نمىتوان خطرى را كه از ناحيه عكس العمل روانى نژادهاى محروم متوجه جهان