فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٩ - مبحث ششم سابق١٧٢٨ تشكيل كشور و دولت در اسلام
تاريخى سود جست؟
در پاسخ سؤال اول بايد گفت، خصلتهائى از قبيل تعصب، تفاخر، تعدى و تجاوز به حريم قبايل ديگر، عادت به جنگ و خونريزى، عدم ثبات در يكجا، روح آزادگى و عدم تقيد و وابستگى قبايل صحرانشين، حجاز و سرزمين وسيع جزيرة العرب را از انسجام، اتحاد و تشكل در درون يك جامعه بزرگ، و تشكيل قدرت و دولت واحدى بازمىداشت.
البته در اين زمينه نقش آب و هوا و شرايط جغرافيايى را نيز نمىتوان ناديده گرفت. در سرزمين به پهناورى شبه جزيره عربستان، شهر و رودخانهاى موجود نيست، و بارانهايش موسم خاص و معينى ندارد، به جز يمن، ديگر اراضى وسيع آن، صحراى لم يزرع است. شترانشان هنوز در يك محل استقرار نيافته، مجبور بودند كه براى يافتن مراتع جديد و قابل چرا، كوچ كنند و با پايان گرفتن آب گودالهايى كه از آب باران پر شده بود، ناگزير براى يافتن آب به راه بيفتند. همين اخلاق و روحيات در قبايل شهرنشين مكه، مدينه و طائف نيز وجود داشت. و تنها امتياز آنها اقامت در يك محل بود كه براى ايجاد انگيزه و جهت تشكيل كشور و دولت واحد متحده عربى، كافى نبود.
اختلافات و كينههاى ديرينه برخى از قبايل عرب و جنگهاى طولانى كه گاه ٤٠ سال بين دو قبيله استمرار مىيافت، از عوامل ديگرى است كه در ايجاد پيروى از يك نوع شيوه زندگى و آداب و رسوم، همه مناطق جزيرة العرب را در حكم يك كشور قرار داده بود.
احتمال اينكه چنين وضعى به طور غير اختيارى و از بىخبرى قبايل عرب ناشى مىشده است بسيار ناچيز است، زيرا قبايلى كه در حاشيه جزيره و در مجاورت دولت مقتدر ايران و يا در نزديكى قلمرو روميان زندگى مىكردند، به دليل رقابت آن دو امپراتورى و نيز ترسى كه آن دو از حملات ناگهانى اعراب صحرانشين داشتند و از اين رو به حمايت از اين قبايل مجاور همت مىگماشتند و نيز جنگها و كشمكشهاى طولانى اين دو دولت نيرومند، عواملى بود كه اعراب قبايل را با آنچه در اطرافشان مىگذشت به نحوى آشنا مىنمود.