فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧١ - مبحث ششم سابق١٧٢٨ تشكيل كشور و دولت در اسلام
خلاء تأسف بارى به سر مىبردند، از يك سو دين يهود و آئين مسيحيت را از خود نمىدانستند و تمايل قابل توجهى به آن نشان نمىدادند و جز در موارد خاصى مانند نواحى مدينه، نجران و يمن على رغم نفوذ سياسى و فرهنگى روميان، به اين دو آئين نگرويدند، و از سوى ديگر آنچه داشتند آنها را قانع نمىكرد، و وجود متجاوز از ٣٠٠ خدا، ضمير آنها را مشوش و آرامش مطلوب را از آنها مىگرفت. و اصولا با بتپرستى نيز احساس بيگانگى مىكردند، چون بتپرستى آئين اصلى نياكانشان نبود، فرزندان ابراهيم كه ريشه عرب بودند به خداى يگانه معتقد بودند.
عدنان كه جد اعلاى قبايل عمده ساكن تهامه، حجاز و نجد بود فرزند اسماعيل و پيرو دين حنيف ابراهيم بود و حتى بقايايى از آيين حنيف در ميان برخى از قبايل وجود داشت و در زمان بعثت پيامبر اسلام براى مكه دينى آشنا محسوب مىشد.
يعقوبى مىگويد: «پايهگذار اصلى بتپرستى در حجاز، مردى به نام «عمرو بن لحى» بود كه در سفر شام آن را از عمالقه فرا گرفت و بت «هبل» را از شام به مكه آورد. ولى به نقل «ابن هشام» عمرو بن لحى اين بت را از مو آب (نواحى عراق) به حجاز آورد».
ابتدا بتها به شكل انسان بودند، ولى به تدريج شكل حيوانات، گياهان، ستارگان و فرشتههاى خيالى بر آنها افزوده شد. تعصب قريش نسبت به نگهدارى بتها در برابر دعوت پيامبر اسلام جنبه اعتقادى نداشت، زيرا آنها با به خطر افتادن بنيان بتپرستى سيادت خود را در معرض نابودى مىديدند.
٥. پاىبندى تعصبآميز به پيمانها و قراردادها، عامل ديگرى در زمينهسازى اتحاد بين قبايل عرب بود و پيامبر اسلام از اين طريق استفاده شايانى كرد و در ميان قبايل عرب با عقد پيمانهاى مختلف وحدت سياسى ايجاد نمود.
٦. اكثر قبايل عرب در جزيرة العرب خود را از يك تيره، و به اصطلاحى كه قبلا از نهاية الارب نقل كرديم از يك شعب مىدانستند، و هم نژادى و همخونى و اتحاد در نسب، زمينه مساعدى را براى ايجاد تقارب و وحدت امت عرب فراهم مىساخت. پيامبر اسلام با استفاده از اين عامل وحدت سعى فراوان نمود كه همين انگيزه نيرومند به مانع بزرگ بر سر راه جهان شمولى اسلام تبديل نشود و توليد