فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٢ - مبحث چهارم جامعه سياسى قبيله
داشت كه طبق سنتهاى قبيلهاى انجام مىپذيرفت. و رأى افراد كهنسال و باتجربه و قدرتمند و رؤساى گروههاى كوچكتر نقش مؤثرى داشت، ولى على رغم همه اين تدابير سنتى گاه بين فرزندان و اقارب نزديك شيخ سابق اختلاف به وجود مىآمد كه احيانا به جنگ و خونريزى مىانجاميد.
تابعيت در نظام قبيلهاى به صورت خويشاوندى و همخونى بوده است و اصولا روابط نسبى و سببى وضع تابعيت افراد را مشخص مىكرده است، ولى گاه از طريق ديگرى براى به دست آوردن تابعيت قبيلهاى استفاده مىشد. به طور مثال پناهنده.
شدن به قبيلهاى موجب مىگرديد تا پناهندگانى كه به آنها دخيل گفته مىشد از حمايت و مزاياى آن قبيله استفاده نمايند و يا در مواردى كه فردى در غذاى فردى از يك قبيله مشاركت مىنمود و يا چند قطره از خون او را مىمكيد به صورت پسرخواندگى به عضويت قبيله در مىآمد.
قبايل عرب با يكديگر پيمان مىبستند و به پيمانهاى خود وفادار بودند. و اين پيمانها در امنيت جانى و مالى قبايل در برابر تعرضات نقش عمدهاى داشت.
تعصب و تفاخر از خصلتهاى قبيلهاى بود كه بيشترين اختلافات و جنگها را موجب مىشد، و در همين رابطه گاه فردى از يك قبيله عضويت خود را از دست مىداد و به طور رسمى تابعيت از وى خلع مىشد.
مكه در ميان مناطق قبايلنشين حجاز، موقعيت ممتازى داشت. و وجود كعبه و خانه خدا قداست خاصى به اين شهر بخشيده و انبوه مردم از اطراف و اكناف و دور و نزديك هر سال براى زيارت كعبه به مكه مىآمدند، و از آنجا كه سرزمين مكه حاصلخيز نبود، اهالى مكه بيشتر به كار تجارت مىپرداختند و همين دو عامل اساسى، موجب شده بود كه مكه به صورت يك مركز تجارتى مهم درآيد و قبايل ساكن آن نيز از اهميت و شخصيت ممتازى برخوردار شوند.
سيادت و حاكميت مكه در دست قريش بود و با در دست داشتن كعبه، بر تعداد زيادى از قبايل عرب نفوذ كامل داشتند، زيرا در كعبه ٣٦٠ بت نصب شده كه هر كدام متعلق به يك قبيله بود و قريش عهدهدار نگهدارى بتها و تأمين وسايل و راههاى آمد و رفت زوار بودند.