فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٣ - مبحث چهارم جامعه سياسى قبيله
حرام بودن جنگ در حرم - به احترام كعبه - به اين شهر امنيت و آرامش بخشيده و بر رونق و فعاليت تجارى آن افزوده و موجب جلب توجه در ميان قبايل عرب گرديده بود.
خانههاى اعضاى قبايل مختلف به تناسب اهميت و سيادتشان در اطراف خانه خدا قرار گرفته بود، به اين ترتيب كه خانههاى قريشيان گرداگرد كعبه، و از آن پس خانههاى ديگر قبايل قرار داشت.
قريش خود از گروهها و قبايل زيادى تشكيل شده بود كه ابتداء به دو تيره اصلى قريش بطاح، و قريش ظواهر، تقسيم مىشد و عمدهترين قبايل قريش بطاح، عبارت بودند از: بنى عبد مناف، بنى عبد العزى، بنى عبد الدار، بنى زهره، بنى تميم، بنى مخزوم، بنى جمع، بنى سهم. و اهم قبايل قريش ظواهر عبارت بودند از بنى عامر بن لؤى، بنى فهر، بنى تيم، بنى قيس، بنى الحارث، بنى مالك.
شهر مكه يك واحد مستقل سياسى، و براى خود كشورى آزاد بود، و قريش پردهدارى كعبه را كه مهمترين سمت سيادت و امارت بود، بر عهده داشت و به همين دليل در مكه حاكم مطلق بود و ديگر وظايف و تأسيسات مربوط به كعبه مانند:
سقايت حجاج، مهماندارى، حل و فصل امور و رسيدگى به اختلافات از اختيارات قريش بود.
جرجى زيدان مورخ معروف، تأسيسات وابسته به كعبه و اداره شهر مكه را در حدود ٢٠ منصب ذكر مىكند كه هر كدام در اختيار يكى از قبايل قريش قرار داشت.
عبد المطلب با دستيابى به آب زمزم - پس از مسدود شدن آن كه مدتها طول كشيده بود - و يك قبضه شمشير و چند شىء گرانبها كه در جريان حفر زمزم به دست آمد، از موقعيت و سيادت و حاكميت برترى برخوردار گرديد.
در حمله ابرهه به مكه، عبد المطلب بعنوان رئيس مردم مكه و نماينده قبايل ساكن مكه با وى ملاقات كرد، ولى حاضر نشد سيادت مكه را به پاى ابرهه بريزد، و با جمله «و للبيت رب يمنعه» يعنى خانه كعبه نيز خدايى و صاحبى دارد كه از آن دفاع مىكند، رعب بر دل ابرهه افكند و با اطمينان و آرامش كامل در باره شتران