فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦١ - مبحث چهارم جامعه سياسى قبيله
بودند و سالها بر بخشى از اين نواحى حكم راندند، ولى به دليل اختلافات داخلى و بىپايگى نظام تشكيلاتى، كشورشان منقرض شد، و به قدرتهاى كوچكترى تقسيم گرديد [١] .
به موجب آثارى كه اخيرا در عربستان از خاك بيرون آمده و نوشتههاى يونانيان نيز آن را تأييد مىكند، كشورى به نام معين، قرنها قبل از ظهور اسلام در جزيرة العرب وجود داشته است كه داراى تشكيلات سياسى و دولت مقتدرى بوده است.
كشور سبا كه ملوك حمير در آن حكومت مىراندند از قدرت و نظام و شوكت خاصى برخوردار بوده است. آخرين پادشاه سبا، يوسف ذونواس بود كه به امر امپراتور روم و توسط پادشاه حبشه از ميان برداشته شد.
امارات حيره و غسان نيز به صورت دو كشور كوچك مجاور صحراى شام به وجود آمده بودند كه حد فاصل بين دو امپراتورى روم و ايران و مورد حمايت هر دو قرار داشتند.
آن دسته از قبايل عرب كه در مجاورت اين دولتها به سر مىبردند معمولا ناگزير از اطاعت ملوك و حكمرانان اين كشورها بودند، ولى اكثريت قبايل صحرانشين حجاز و شهرنشينان به ويژه مردم مكه هرگز استقلالشان را با روابط اقتصادى و يا حمايت سياسى معاوضه نمىكردند و به صورت واحدهاى مستقل قبيلهاى در صحرا و شهرهاى آباد به سر مىبردند.
هر كدام از قبايل عرب رئيسى داشتند كه غالبا مردى شجاع، كريم و ثروتمند بود و با صفات برجستهاى كه داشت طبق سنت قبيله بر مردم قبيله حكم مىراند. شيخ قبيله موقعيت خود را در اثر تدبير، جوانمردى و شجاعت به دست آورده و بيشتر در زمينه اختلافات و بروز جنگها رهبرى را بر عهده مىگرفت و در كارهاى عمومى قبيله و حل و فصل امور، نظر مىداد و احيانا در برخى موارد به ويژه مسائل مهم با جمعى از بزرگان، ريشسفيدان و سران خانواده مشورت مىكرد.
انتخاب شيخ جديد پس از مرگ و يا به قتل رسيدن شيخ قبلى مراسم خاصى
[١] . تاريخ سياسى اسلام، ج ١، ص ١٦.