فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٩ - مبحث دوم زمين براى زندگى
مبحث دوم: زمين براى زندگى
در آغاز اين بحث، نخست بايد با منطق قرآن در مورد هدف آفرينش زمين كه وطن انسان است آشنا شويم و با نگرشى كوتاه به نمونههايى از آيات در اين زمينه توجه كنيم.
بررسى اين آيات مىتواند روشنگر ديد وسيع و عالى قرآن در زمينه مسئله سرزمين و نارسايى مفهوم حقوقى «وطن» باشد.
به طور كلى از تدبر در آياتى كه در باره سرزمين در قرآن آمده چنين استفاده مىشود كه مسئله اراضى تنها عنوانى كه مىتواند داشته باشد اين است كه وسيلهاى براى زندگى و سكونت و استقرار و استراحت انسانها بوده و خلقت آن بدين منظور صورت گرفته است.
قرآن در عين اينكه طى چندين آيه، مالكيت مطلق و حقيقى زمين را از خداوند مىشمارد: (وَ لِلّ [١] [٦] [٤] ٨;هِ مُلْكُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ الله عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)١، خلقت آن را نيز بعنوان يك از نعمتها و مواهب بزرگ ياد مىكند. (وَ اَلْأَرْضَ فَرَشْنٰاهٰا فَنِعْمَ اَلْمٰاهِدُونَ) [٢] .
همچنين سكونت و بهرهبردارى از آن را مانند ساير ضروريات زندگى، حق همگانى و غير قابل سلب معرفى مىكند: (وَ اَلْأَرْضَ وَضَعَهٰا لِلْأَنٰامِ) [٣] .
قرآن يك جا زمين را بعنوان آسايشگاه عمومى: (اَلَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اَلْأَرْضَ فِرٰاشاً)٤، و جاى ديگر بعنوان وسيله استراحت: (أَ لَمْ نَجْعَلِ اَلْأَرْضَ مِهٰاداً) [٥] و در جاى ديگر تحت عنوان محل اقامت و سكونت: (وَ لَكُمْ فِي اَلْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتٰاعٌ إِلىٰ حِينٍ)٦، و نيز بعنوان مكان و وسيله زندگى: (وَ لَقَدْ مَكَّنّٰاكُمْ فِي اَلْأَرْضِ وَ جَعَلْنٰا لَكُمْ فِيهٰا مَعٰايِشَ) [٧] ، ياد نموده است و ضمن اشاره به آغاز آفرينش و زندگى انسان، آدمى را نماينده و جانشين آفريننده جهان در روى زمين معرفى كرده است
[١] . (إِنَّ الله لَهُ مُلْكُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ)، (توبه: ١١٦)
[٢] (وَ اَلْأَرْضَ مَدَدْنٰاهٰا وَ أَلْقَيْنٰا فِيهٰا رَوٰاسِيَ وَ أَنْبَتْنٰا فِيهٰا مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْزُونٍ) (حجر: ١٩).
[٣] رحمن: ١٠.
[٤] بقره: ٢٢.
[٥] نبأ: ٦.
[٦] بقره: ٣٦.
[٧] اعراف: ١٠.