فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٤٨ - مبحث اول آرمان جهان شمول اسلام
را چنين معرفى مىكند: (... فانى رسول الله الى الناس كافة لانذر من كان حيا) [١] من پيامبر خدايم كه به سوى همه مردم جهان فرستاده شدهام تا هر كسى را كه زنده است هشدار دهم.
آرمانى كه اين پيام جهان شمول و ديدگاه جهانى آن دنبال مىكند چيزى جز رسيدن به امت واحد و متشكل در سراسر زمين نيست.
اسلام تمامى تلاش خود را با استفاده از استراتژى دعوت و جهاد، مصروف رسيدن به آرمان مىكند و آن را چون شعلهاى فروزان در درون ايمان در عمق و ضمير انسانهاى مؤمن مىافروزد و تلاش و آمادگى و انتظار رسيدن به اين آرمان بزرگ را نشانه ايمان قرار مىدهد و كاروان بشرى را نسلى پس از نسل ديگر به دنبال آن روان مىسازد.
ولى تا رسيدن به آن مرحله نهايى چه بايد كرد؟ همه واقعيتهاى موجود را ناديده گرفته و چشم بر هم نهاد و همه چيز را نفى نمود؟ و يا واقعبينانه از آنچه هست پلى براى آنچه كه بايد باشد به وجود آورد؟
اسلام در يك مقطع زمانى و دوران انتقال، به طور نسبى و در حد يك ضرورت، مرزهاى جغرافيايى را با ملتها و حكومتها - كه خود را در حصار آن مرزها قرار دادهاند - در آن سطح كه بتواند رابطه برقرار كند و روى قدر مشتركها به توافقهاى نسبى نايل آيد، به رسميت مىشناسد تا از اين رهگذر بتواند ضمن انتقال پيام و رسالت جهانى خود به قراردادها و توافقهاى اصولىتر و بيشترى دست يازد.
از اينجاست كه در حقوق اسلامى نيز مسائلى چون كشور، ميهن، ملت، دولت، قلمرو ارضى دولتها، شناسايى كشورها، خطوط سياست خارجى، روابط بين المللى، ديپلماسى و نظاير آن مطرح مىگردد و براى هر كدام پاسخ و تبيين مشروحى مىتوان در فقه اسلامى يافت.
[١] رجوع شود به مكاتيب الرسول، ج ١، صفحه ٢٧٥.