فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٦٤ - مبحث چهارم جامعه سياسى قبيله
مردم مكه كه به دست سپاهيان ابرهه به يغما برده شده بود سخن گفت. و از سوى ديگر مردم شهر مكه به دستور عبد المطلب شهر را ترك گفته و به كوههاى مجاور پناه بردند. تهديد متكى به ايمان عبد المطلب، با سياستى كه در تخليه شهر اعمال نمود، ابرهه و سپاهيانش را به وحشتى وصفناپذير دچار ساخت، و سرانجام با امداد الهى [١] وادار به هزيمت نمود.
در جريان صلح حديبيه نيز پيامبر با قريش بعنوان نماينده حاكميت مكه، پيمان متاركه جنگ و عدم تعرض بست و به اين ترتيب دست قريش را از تحريك مردم و تحميل عقيده و توطئه بر عليه اسلام قطع كرد.
در پايان بحث، از نظام سياسى قبيله و ويژگيهاى كشورهاى قبيلهاى بايد اين نكته را يادآورى كنيم كه نوع و شكل نظام خاص قبايل عرب در جزيرة العرب بر خصيصه آزادى استوار است.
بسيارى زندگى باديهنشينى اعراب را ناشى از بىتمدنى آنها پنداشتهاند، در صورتى كه عامل اصلى اين نوع زندگى، آزادى طلبى و رهايى از وابستگيهاى دست و پاگير مىباشد.
در تشكيلات سياسى قبيله، با وجود رياست، سلسله مراتب، اقتدار عالى و حاكميت كه در قدرت و نفوذ شيخ و رئيس قبيله خلاصه مىشود، و علىرغم حكومت آداب و سنن و مقررات و خاص قبيله، ولى فرد و خانواده از آزادى كاملى برخوردار است و زندگى افراد، آن گونه كه در جامعه سياسى امروز مشاهده مىشود، با زندگى اجتماعى ادغام و آميخته نمىشود و قانون به صورتى كه در جوامع پيشرفته حكومت دارد، دست و پاگير اعضاى قبيله نيست و در عين حال اعضاى قبايل سخت به سنتها و عادات و رسوم خود پايبندند، ولى آزادگى خود را بر همه چيز ترجيح مىدهند.
در نظام شهرنشينى، افراد به خاطر نظام اجتماعى، از بسيارى از حقوق و آزاديهاى خود صرفنظر مىكنند و خود را به دست خويش پاىبند قوانين و مقررات
[١] . جريان ابرهه در قرآن در سوره فيل آمده است: (وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبٰابِيلَ تَرْمِيهِمْ بِحِجٰارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ.)