مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٢ - اصل مجاورت و نمونههائی از آن
* * *
|
دوست دارم که دوست عیب مرا |
همچو آینه روبرو گوید |
|
|
نه آنکه چون شانه با هزار زبان |
پشت سر رفته مو به مو گوید[١] |
* * *
سعدی: گِلی خوشبوی...[٢]
* * *
|
پسر نوح با بدان بنشست |
[خاندان نبوّتش گم گشت][٣] |
* * *
|
همچو بلبل، دوستیِ گل گزین |
تا شوی با خرمن گل همنشین |
|
|
زاغ چون مردار را شد همنفس |
یار او مردار میبودی و بس |
[اصل مجاورت و نمونههائی از آن]
اصل مجاورت و معاشرت: در مادّیات، در روحیّات، در اخلاقیّات.
المُجالَسة مؤثّرة: تأثیر حرارت در جسم، تأثیر پُر پَر شدن گلهای کم پَر در
[١]ـ جنگ ١، ص ١٣٦.
[٢]ـ کلّیات سعدی (گلستان)، دیباچه، ص ٣٠:
|
گلی خوشبو در حمام روزی |
رسید از دست محبوبی به دستم |
|
|
بدو گفتم که مشکی یا عبیری |
که از بوی دلاویز تو مستم |
|
|
بگفتا من گِلی ناچیز بودم |
ولیکن مدّتی با گُل نشستم |
|
|
کمال همنشین در من اثر کرد |
وگرنه من همان خاکم که هستم |
[٣]ـ کلّیات سعدی (گلستان)؛ ولی در برخی نسخ گلستان وارد است که:
|
با بدان یار گشت همسر لوط |
خاندان نبوّتش گم شد |
|
|
سگ اصحاب کهف روزی چند |
پی نیکان گرفت و مردم شد |