مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٨٠ - در مراتب امر به معروف
فلا یُستَجابُ لَهُم.»[١]
· و عن أمیرالمؤمنین علیهالسّلام:
«مَن تَرَکَ إنکارَ المُنکَرِ بقَلبِهِ و یَدِهِ و لِسانِهِ فهُوَ مَیِّتٌ بَینَ الأحیاءِ.»[٢]
· و عن رسول الله [صلّی الله علیه و آله و سلّم]:
«مَن أمَرَ بالمَعروفِ و نَهَی عَن المُنکَرِ و دَلَّ علَی خَیرٍ و أشارَ بِه فهُوَ شَریکٌ.»[٣]
· و عنه أیضًا:
«رَأیتُ رَجُلًا مِن أُمَّتی فی المَنامِ أخَذَتهُ الزَّبانِیَةُ مِن کُلِّ مَکانٍ، فَجاءَهُ أمرُهُ بِالمَعروفِ و نَهیُهُ عنِ المُنکَرِ فخَلَّصاهُ مِن بَینِهِم فجَعَلاهُ مِنَ المَلائکَةِ.»[٤]
البتّه مقصود آنست که در صفات روحی مثل مَلَک شوند نه در موضوع، زیرا که ممتنع است.
[در مراتب امر به معروف]
و [امر به معروف] مراتبی دارد:
اوّل: انکار قلبی؛ و آن بر أصحّ قولین واجب است، ولی از جزء امر به معروف به شمار نمیرود به چند دلیل:
١ـ زیرا امر به معروف بدون کاشفی، امر به معروف نیست.
[١]ـ عوالی اللآلی، ج ٣، ص١٩٠؛ بحارالأنوار، ج ٩٠، ص ٣٧٨، با قدری اختلاف از حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت نموده است.
[٢]ـ تهذیب الأحکام، ج ٦، ص ١٨١؛ وسائل الشّیعة، ج ١٦، ص ١٣٢.
[٣]ـ بحارالأنوار، ج ٩٧، ص ٧٦؛ الخصال، ج ١، ص ١٣٨؛ وسائل الشّیعة، ج ١٦، ص ١٢٤.
[٤]ـ مشکاة الأنوار، ص ٤٨؛ بحارالأنوار، ج ٩٧، ص ٩١؛ مستدرک الوسائل، ج ١٢، ص ١٨١.