مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٥٩ - مطالبی راجع به کذب از کتاب
رسید، پس بدان خونهای گرم ریخته شد و بدان مالهای حرام گرفته شد و به آن فرجهای حرام هتک شد، پس به عزّت خود قسم که تو را عذابی کنم که هیچ یک از جوارح را مثل آن عذاب نکنم.“[١]
و در آیه شریفه: (إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ)[٢] مراد از فاسق ولیدبن عقبةبن أبیمعیط است؛ چنانچه ارباب سیر و تفسیر ذکر کردهاند که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بعد از فتح مکّه او را نزد بنیالمصطلق فرستاد تا از آنها صدقات را بستاند. میان او و آنها در جاهلیّت عداوتی بود؛ چون بنیالمصطلق او را بدیدند برای تکریم و تعظیم فرستادۀ رسول خدا به استقبال او شتافتند، ولی او گمان کرد به عداوت برخاسته و قصد کشتن او را دارند، ترسید و فرار کرد نزد رسول خدا، و گفت: بنیالمصطلق مرتدّ[اند] و صدقه ندادند و خواستند مرا بکشند و من فرار کردم.
رسول خدا به خشم آمد و خواست تا به غزای ایشان رهسپار گردد. ایشان بیامدند و گفتند: ای رسول خدا فرستادۀ شما بیامد و ما با کمال تکریم و تجلیل استقبال کردیم، چون ما را بدید برگشت، ندانیم سبب چه بود! اکنون آمدیم و گفتیم مبادا خلاف راستی سخنی از ما نزد شما بگوید و از شما خشمی پدید آید؛ و صدقات ما آماده است، شخصی را بفرستید تا بستاند.
بالجمله دروغ ولید تباهی این قبیله بود که خداوند نخواست، و آیه فرستاده و دروغ او را روشن ساخت، و با امتحان از آن خبر و ظهور کذب او مسلمین نجات یافتند.»[٣]
[١]ـ الجعفریات، ص ١٤٧.
[٢]ـ الحجرات (٤٩) ذیل آیه ٦.
[٣]ـ جنگ ٧، ص ٥٩.