مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٤٤ - اشعاری راجع به اتّحاد نفس عاشق با معشوق
این شعر متعلّق به محیی الدّین عربی است. و مرحوم حاجی سبزواری در بحث معاد جسمانی در فریدۀ رابعه صفحه ٣٤٧ گوید:
«و لقد قیل:
|
لقد صار قلبی قابلًا کلَّ صورة |
فمرعًی لِغِزلانَ و دَیرًا لرُهبانٍ» |
در مفاتیح الإعجاز بالمناسبة این رباعی را ذکر کرده است:
|
رُخ دلدار را نقاب توئی |
چهرۀ یار را حجاب توئی |
|
|
به تو پوشیده است مهر رخش |
اَبر بر روی آفتاب توئی[١] |
[اشعاری راجع به اتّحاد نفس عاشق با معشوق]
راجع به اتّحاد نفس عاشق با معشوق، ملاّی رومی در مثنوی طبع میرخانی فرموده است:
|
گفت مجنون من نمیترسم ز نیش |
صبر من از کوه سنگین است بیش |
|
|
من بُلم بی زخم ناساید تنم |
عاشقم بر زخمها بَر میتنم |
|
|
لیک از لیلی وجود من پر است |
این صدف پر از صفات آن دُر است |
|
|
ترسم ای فصّاد اگر فصدم کنی |
نیش را ناگاه بر لیلی زنی |
|
|
داند آن عقلی که او دل روشنی است |
در میان لیلی و من فرق نیست |
|
|
من کیم لیلیّ و لیلی کیست من |
ما یکی روحیم اندر دو بدن[٢]و[٣] |
* * *
[١]ـ [مفاتیح الإعجاز، ص ١١٠، ذیل بیت:
|
عدم آیینه عالم عکس و انسان |
چو چشم عکس در وی شخص پنهان] |
[٢]ـ مثنوی معنوی، طبع میرخانی، دفتر پنجم.
[٣]ـ جنگ ٦، ص ٤٤.