مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٣١ - تربیت و نگاهداری اهل و اولاد، مسئولیّت مهم انسان در آخرالزّمان
داستان اتّحاد کردن ابنملجم با برک بن عبدالله و عمرو بن بکر با مقداری از إخبارات حضرت به شهادت خود و روضۀ مناسب، ختم سخن شد.[١]
[١]* بر فراز کوهِ بلندی دیگر و از سوراخ و لانهای به سوراخ و لانهای دیگر همچون فرار کردن روباه با بچگانش، فرار کند.“
گفتند: آن زمان چه موقع است؟
فرمود: ”هنگامی که معیشت و زندگانی نرسد مگر به واسطه عصیان خداوند؛ پس در چنین موقعی ازدواج نکردن حلال است.“
گفتند: ای رسول خدا! ما را امر به ازدواج کرده بودید؟!
فرمود: ”بله، ولیکن هنگامی که آن موقع فرا رسد پس هلاکت مرد به دست پدر و مادرش است، پس اگر پدر و مادر نداشته باشد به دست زن و فرزند اوست، پس اگر زن و فرزند نداشته باشد به دست خویشاوندان و همسایگانش میباشد.“
گفتند: این امر چگونه متصوّر است، یا رسول الله؟!
فرمود: ”بر او به واسطه تنگدستی عیب مىگیرند و او را به آنچه که طاقت ندارد مکلّف مىکنند تا اینکه در عاقبت وی را در مهلکهها وارد میکنند.“» (محقّق)
[٤٢٥]ـ امام شناسى، ج١٢، ص ١٩٣:
«از جمله إخبارى را که أمیرالمؤمنین علیهالسّلام دادهاند إخبار به کشته شدن خود و خضاب شدن محاسن او از خون سرش بوده است. این خبر را مىتوان از جمله أخبار متواتر شمرد. هیچ کتابى را در تاریخ و سیره و حدیث نمىیابیم مگر آنکه از شیعه و عامّه، از مؤالف و مخالف در آن، از این موضوع ذکر به میان آمده است.
شاذکونى از حمّاد، از یحیى، از ابنعتیق، از ابنسیرین روایت کرده است که او گفت:
”إن کانَ أحَدٌ یَعرِفُ أجَلَهُ فَعَلِىُّ بنُ أبىطالِب علیهالسّلام؛ اگر اینطور بود که کسى وقت مرگ خود را مىدانست، او على بن أبىطالب علیهالسّلام بود.“١
شیخ مفید در ارشاد گوید:
و از جمله معجزات و إخبار به غیب أمیرالمؤمنین علیهالسّلام، أخبار متواترى است که حضرت، خبر مرگ خود را دادهاند و چگونگى امر حادث را (که به طور شهادت با فرود آمدن ضربهاى در سرش که از آن محاسنش به خون خضاب گردد، از دنیا مىروند) مشخّص نمودهاند. و داستان از همین قرار بود که واقع شد.
عین عبارتى که روات احادیث در این موضوع روایت کردهاند، آن است که گفت: ”و اللهِ *