مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٧٩ - روضه سر مبارک حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام در مجلس یزید
|
پس از تو جان برادر چه رنجها نکشیدم |
||||
|
چه شهرها که نگشتم چه کوچهها که ندیدم |
||||
|
به سختجانی خود اینقدر نبود گمانم |
||||
|
که بی تو زنده ز دشت بلا به شام رسیدم |
||||
|
برون نمود در آندم چو شمر پیرهنت را |
||||
|
به تن ز پنجۀ غم جامه هر زمان بدریدم |
||||
|
چو ماه چارده دیدم سر تو را به سر نی |
||||
|
هلالوار ز بار مصیبت تو خمیدم |
||||
|
زدم به چوبۀ محمل سر آن زمان که سر نی |
||||
|
به نوک نیزۀ خولی سر چو ماه تو دیدم[١] |
||||
[١]* سبط ابنجوزی گوید:
دّ من، ابنجوزی گوید: عجب از کشتن ابنزیاد حسین علیهالسّلام را، و مسلّط نمودن عمر بن سعد و شمر بر کشتن وی، و حمل کردن سرها به سوی یزید نیست؛ عجب از هتک و بیحرمتی و خذلان یزید است که با چوبدست بر صورت حسین زد، و آل رسول الله را بر روی جهازهای شتران حمل کرد، و تصمیم داشت فاطمه بنتالحسین را به مردی که او را به کنیزی خواسته بود بدهد. و إنشاد او أبیات ابنزبعری: لیت أشیاخی ببدر شهدوا، میباشد.“٣
١) نفس المهموم، ص ٢٨٠.
٢ و ٣) همان مصدر، ص ٢٧٥.» ـ پایان متن منقول از نور ملکوت قرآن.
[٨٩]ـ گلزار حسینی، اشعار و قصائد أختر طوسی در مدایح و مصائب أئمّه هدی علیهم السّلام.