مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٧٨ - روضه سر مبارک حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام در مجلس یزید
[١]
[١]* نشاند تا سر را نبینند. امّا چون حضرت علیّ بن الحسین علیهالسّلام آن سر را بدید، دیگر سر گوسفند و غیر آن را تناول نکرد، و امّا زینب چون سر را بدید، دست به گریبان برد، و آن را چاک زد و با آه و نالۀ سوزان که دلها را پاره میکرد، فریاد زد:
”یا حُسَیناهُ! یا حَبِیبَ رَسولِ اللَه! یا ابنَ مَکَّةَ و مِنَی! یا ابنَ فاطِمَةَ الزَّهراء، سَیِّدَةِ النِّساءِ! یا ابنَ بِنتِ المُصطَفَی!“
به خدا قسم هر کس در مجلس بود بگریست، و یزید ـ لعنه الله ـ خاموش بود؛ آنگاه زنی هاشمیّه که در خانه یزید بود، شیون کنان بر حسین علیهالسّلام فریاد میزد:
”یا حسیناهُ! یا سَیِّدَ أهلِ بَیتاهُ! یا ابنَ مُحَمَّداهُ! یا رَبِیعَ الأرامِلِ و الیَتامَی! یا قَتِیلَ أولادِ الأدعیاء.“
راوی روایت گفت: هر کس بشنید بگریست.
|
١. وَ مِمّا یُزِیلُ القَلبَ عن مُستَقَرِّها |
وَ یَترُکُ زَندَ الغَیظِ فی الصَّدرِ وارِیا |
|
|
٢. وُقُوفُ بَناتِ الوَحیِ عِندَ طَلِیقِها |
بِحالٍ بِها یُشجِینَ حَتَّی الأعادِیا |