مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٦٥ - حدیثی شیوا در خواری دنیا
[١]
|
هان ای دل عبرتبین از دیده نظر کن هان |
||
|
ایوان مدائن را آینۀ عبرت دان |
||
|
یک ره ز رهِ دجله، منزل به مدائن کن |
||
|
وز دیده دوّم، دجله بر خاک مدائن ران |
||
|
خود دجله چنان گرید، صد دجلۀ خون گویی |
||
|
کز گرمی خونابش، آتش چکد از مژگان |
||
|
گهگه به زبان اشک، آواز ده ایوان را |
||
|
تا بو که به گوش دل، پاسخ شنوی ز ایوان |
||
|
دندانۀ هر قصری پندی دهدت نونو |
||
|
پند سر دندانه، بشنو ز بن دندان |
||
|
گوید که تو از خاکی، ما خاک توئیم اکنون |
||
|
گامی دو سه بر ما نِه، اشکی دو سه هم بفشان |
||
|
از نوحۀ جغد، الحق، مائیم به درد سر |
||
|
از دیده گلابی کن، درد سر ما بنشان |
||
|
آری چه عجب داری، کاندر چمن گیتی |
||
|
جغد است پی بلبل، نوحه است پی الحان |
||
|
ما بارگه دادیم، این رفت ستم بر ما |
||
|
بر قصر ستمکاران، تا خود چه رسد خذلان |
||
|
گویی که نگون کرده است، ایوان فلک وش را؟ |
||
|
حکم فلکِ گردان یا حکم فلکْ گردان |
||
[١]* شما در روز نیاز ردّ خواهد نمود؛ و همه را در دنیا پشت سر خود نگذارید که سنگینى و وبال آن دامنگیر شما خواهد بود.»