مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٢٥ - حکایت توبه نصوح شخص نبّاش
[١]
[١]* ”آن کسانى که کار فاحشهاى انجام دادند (کار بسیار زشت) یا بر نفسهاى خود ستم کردند، حالا یاد خدا مىکنند و بر گناهشان مىگریند و استغفار مىکنند ـ و کیست غیر از خدا که گناهان را بیامرزد؟! ـ و آنها دست از آن اعمال زشتشان برداشتهاند و توبه کردهاند، و اصرار بر عمل ندارند و فهمیدهاند که خطا کردهاند، خدا گناه آنها را آمرزید و وعده بهشت داد؛ بهشتهایى که در زیر آن نهرهایى روان است. و بهبه از این عمل کنندگان که پاى راستین در مقام عمل و توبه قرار مىدهند و دست برنمىدارند تا اینکه زنجیر رحمت پروردگار به حرکت بیفتد.“
پیغمبر اصحاب را خواستند و گفتند: ”از آن جوان که خبر دارد؟“
معاذ بن جبل آمد خدمت حضرت و گفت: یا رسول الله، مىگویند: در فلان کوه بین دو سنگ مشغول عبادت است؛ از آن روز رفته تا به حال!
حضرت گفتند: ”برویم به سراغ او.“
حضرت حرکت کردند؛ معاذ بن جبل آمد و جماعتى از اصحاب. همینطور پیاده آمدند تا بیرون مدینه و آن کوهى که معاذ نشان داد؛ حضرت با همه اصحاب بالا رفتند، جوان را دیدند، امّا چه جوانى! اصلاً مشابهت با آن جوان سابق ندارد. آفتاب صورتش را سیاه کرده، چشمهایش از شدّت گریه ورم و آماس کرده، پوست بدنش تغییر کرده، لاغر شده، دستهاى خود را به گردن بسته و مىگوید:
”إلهى هذا بهلُول و بَینَ یَدَیکَ مَغلُولٌ؛ خدایا! این بهلول یک آدم دیوانه و نفهم است، و خود را زنجیرکرده در بین دست قدرت تو، هر کارى مىخواهى با او بکن!“
دیدند که وحوش اطرافش جمع شدهاند به حال او رقّت مىکنند، مرغان مىآیند و به حال او رقّت مىکنند. حضرت خودشان آمدند گفتند: ”بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یا بُهلُول! «اى بهلول، آفرین بر تو! آفرین بر تو! خوب عملى کردى! خوب تدارک کردى! و آن ریشه گناه را از قلبت پاک کردى!“
خودشان رفتند با دست شریف خود غُلّ را از گردنش باز کردند، دستور دادند اصحاب آب آوردند صورتش را شستند، و حضرت به او محبّت کردند و مهربانى کردند و فرمودند:
(لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلِ الْعَامِلُونَ) ”توبه کنندگان باید اینطور توبه کنند و اینطور عمل کنند.“ و این جوانى بود که آن روز پیش من آمد سراپاى او آتش بود و اینطور تدارک کرد؛ با این گریهها، با این مناجاتها، با این توبه، تمام آتش خود را از بین برد و تبدیل به رحمت کرد.
آیه نازل شد: (أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ) ”براى او مغفرت خداست و بهشتهایى که براى اوست و خداى علىّ أعلى مُعدّ و مهیّا فرموده، و نهرهایى در زیر آن بهشتها جاری است.“ (وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ).