مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٢٤ - حکایت توبه نصوح شخص نبّاش
[١]
[١]* مىدهى به بعضى از گناهانت؟“
عرض کرد: بله یا رسول الله! من هفت سال شُغلم کفن دزدى بود. شب مىآمدم در میان قبرستان قبر را مىشکافتم مردههایى را که تازه دفن کرده بودند کفن آنها را مىدزدیدم. بعد از هفت سال روزى دخترى از انصار فوت کرد، او را دفن کردند. من شب آمدم در میان قبرستان براى دزدیدن کفن او، قبر او را شکافتم، بدن او را بیرون آوردم، کفن او را برداشتم، بدن دختر عریان ماند. کفن را که مىبردم شیطان با من وسوسه کرد، گفت: نمىبینى چه هیکلى دارد! چقدر این دختر زیبا است! آمدم با او عمل زشت انجام دادم.
حضرت فرمودند: ”برو بیرون اى فاسد! برو! برو! نَعُوذُ باللَه! نَعُوذُ باللَه! الآن آتش تو مرا مىگیرد! برو بیرون! برو بیرون!“ با دست اشاره کردند؛ این جوان از در مسجد خارج شد.
حالا پیغمبر رحمت است! خودش مىگوید: خداوند گناه را مىآمرزد ولو به اندازه عرشِ خدا باشد، ولیکن جوان را بیرون مىکند؛ یعنى چه؟ یعنى این گناه گناهى نیست که بیایى اینجا بگویى: أستَغفِرُ الله. تمام آثار سوءِ این گناه باید از کینونتِ وجودت خارج شود تا پاک شوى و گناهت آمرزیده شود.
برو بیرون! برو بیرون! اشاره کردند، جوان از در مسجد بیرون رفت. گفت: خدایا آمدیم پیش پیغمبر رحمتت آنهم که ما را بیرون کرد؛ کجا برویم؟! یک مقدارى آذوقه مختصر تهیّه کرد و رفت بیرون مدینه در بالاى یکى از کوهها؛ آنجا یک محلّى براى خودش معیّن کرد و چهل شبانهروز مشغول عبادت و گریه و زارى [شد]!
در روایت داریم که بدنش شد مثل یک استخوان، چشمها ورم و آماس کرده بود، آفتاب بدنش را سیاه کرده بود، آنقدر گریه مىکرد که وحوش بیابان اطرافش جمع مىشدند و مرغها بر او رقّت مىکردند. دستهایش را هم با غُلّ به گردن مىبست و خود را روى خاک مىمالید: خدایا گناه کردم از روى جهالت بوده، کارِ زشت بوده، حالا پشیمانم آمدم. آمدم سراغ پیغمبرت، پیغمبر رحمتت هم من را مأیوس کرد، کجا بروم؟ آمدم سراغ تو اى پروردگار! گناه مرا مىآمرزى، نمىآمرزى؟
بعد از چهل شبانهروز که دعا مىکرد، این دعا را کرد که: پروردگارا! اگر گناه من آمرزیده شده، به پیغمبرت خبر بده که به من اطّلاع بدهد، و اگر آمرزیده نشده بدان که من طاقت عذاب قیامت را ندارم؛ یک آتشى بفرست همین الآن مرا محترق کند و از بین ببرد!
بعد از چهل روز جبرائیل بر پیغمبر نازل شد: (وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ * أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ).*