مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٠٦ - احادیثی در توأم بودن علم و عمل
و در حقیقت چنین علمی را نمیتوان علم گفت؛ زیرا که کسی که با عینالیقین مضرّت چیزی را دانست مرتکب نمیشود، و چون نفع شیء را درک کرد آن را بجای میآورد. انسان در دیدن شیر بیاختیار فرار میکند و چون تشنه گردد بیاختیار روی به آب میآورد، زیرا نفع و ضرر را بالعیان میبیند؛ امّا کسی که عامل نباشد علم او علم نبوده بلکه قضایا و تصوّراتی است که در ذهن او چیده شده و تأثیری به جان و روح او نکرده است. پس علم و عمل توأم هستند.
احادیثی در توأم بودن علم و عمل
عَن أبِیعَبدِاللهِ علیهالسّلام: «العِلمُ مَقرُونٌ إلَی العَمَلِ؛ فَمَن عَلِمَ عَمِلَ، و مَن عَمِلَ عَلِمَ.»[١]
و فی نهج البلاغه: «العِلمُ مَقرُونٌ بِالعَمَلِ فَمَن عَلِمَ عَمِلَ و العِلمُ یَهتِفُ بِالعَمَلِ فَإن أجابَ [أجابه] و إلّا ارتَحَلَ عَنه.»[٢]
از حضرت صادق مروی است که: «عالمی که نظر بر صورت آن عبادت است، هو العالمُ الّذی إذا نظرتَ إلیه ذکّرک الآخرةَ، و مَن کان خلاف ذلک فالنّظرُ إلیه فتنةٌ.»[٣]
باز از حضرت صادق در تفسیر قول الله تعالی: (إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ
[١]ـ الکافی، ج ١، ص ٤٤؛ رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص ١١٦، تعلیقه. ترجمه:
«از امام صادق علیهالسّلام: علم مقرون به عمل است؛ بنابراین هر که بداند عمل کند و هر که عمل کند بداند.»
[٢]ـ نهج البلاغة (عبده) ج ٤، ص ٢٢١؛ رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص ١١٦، تعلیقه. ترجمه:
«علم مقرون به عمل است؛ پس هر کس بداند عمل کند. و علم، عمل را با صدای بلند فرا میخواند؛ پس اگر اجابت کرد، علم بماند و الاّ کوچ کند و برود.» (محقّق)
[٣]ـ مجموعۀ ورام، ج ١، ص ٨٤. ترجمه:
«مقصود، آن عالمى است که هرگاه به او نگاه کنى، تو را به یاد آخرت بیندازد. و هر کس برخلاف این باشد، نگاه کردن به او موجب فتنه و فساد است.» (محقّق)