مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٨٢ - لسان ضعف و مسکنت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در فقراتی از دعای کمیل
خَلَواتی مِن سُوءِ فِعلی و إساءَتی و دَوامِ تَفریطِی و جَهالَتی و کَثرَةِ شَهَواتی و غَفلَتی.»[١]
و در جای دیگر میفرماید:
«الهِی و سَیِّدِی و رَبِّی! أَ تُراکَ مُعَذِّبِی بِالنّارِ [بِنارِکَ] بَعْدَ تَوْحِیدِکَ، و بَعْدَ ما انْطَوى عَلَیْهِ قَلْبِی مِنْ مَعْرِفَتِکَ، و لَهِجَ بِهِ لِسانِی مِنْ ذِکْرِکَ، و اعْتَقَدَهُ ضَمِیرِی مِنْ حُبِّکَ، و بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافِی و دُعائِی خاضِعًا لِرُبُوبِیَّتِکَ؟ هَیْهاتَ! أنْتَ أکْرَمُ مِنْ أنْ تُضَیِّعَ مَنْ رَبَّیْتَهُ، أوْ تُبَعِّدَ مَنْ أدْنَیْتَهُ، أوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَیْتَهُ، أوْ تُسَلِّمَ إلَى الْبَلاءِ مَنْ کَفَیْتَهُ و رَحِمتَهُ.
و لَیتَ شِعرِی یا سَیِّدِی و إلهِی و مَولایَ أ تُسَلِّطُ النّارَ عَلى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِکَ ساجِدَةً، و عَلى ألسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوحِیدِکَ صادِقَةً و بِشُکرِکَ مادِحَةً، و عَلى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِإلهیَّتِکَ مُحَقِّقَةً، و عَلى ضَمائِرَ حَوَتْ مِنَ العِلمِ بِکَ حَتّى صارَتْ خاشِعَةً، و عَلى جَوارِحَ سَعَتْ إلى أوطانِ تَعَبُّدِکَ طائِعَةً و أشارَتْ بِاسْتِغفارِکَ مُذعِنَةً؟ ما هکَذا الظَّنُّ بِکَ و لا أُخبِرْنا بِفَضلِکَ عَنکَ، یا کَرِیمُ یا رَبِّ!
و أَنتَ تَعلَمُ ضَعفِی عَن قَلِیلٍ مِن بَلاءِ الدُّنیا و عُقُوباتِها و ما یَجرِی فِیها مِنَ المَکارِهِ عَلى أهلِها؛ عَلى أنَّ ذلِکَ بَلاءٌ و مَکرُوهٌ قَلِیلٌ مَکثُهُ، یَسِیرٌ بَقاؤُهُ، قَصِیرٌ مُدَّتُهُ. فَکَیفَ احْتِمالِی لِبَلاءِ الآخِرَةِ و حُلولِ [جَلِیلِ] وُقُوعِ المَکارِهِ فِیها، و هو بَلاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ، و یَدُومُ مُقامُهُ، و لا یُخَفَّفُ عَن أهلِهِ؛ لِأنَّهُ لا یَکُونُ إلاّ عَنْ غَضَبِکَ و انْتِقامِکَ و سَخَطِکَ، و هذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّماواتُ و الْأَرْض.»[٢]
[١]ـ المصباح، ص ٥٥٦، دعاء أمیرالمؤمنین لیلةَ نصفِ شعبانَ المسمّی بدعاء کمیل. ترجمه:
«ای سیّد و آقای من! پس از تو مسألت مینمایم که اعمال و افعال زشت من حاجب و مانع دعایم از تو نشود، و مرا به امور پنهانی که فقط تو بر آن آگاهی از اسرار من، مفتضح و رسوا نگردانی، و در عقوبت من به جهت آنچه که در خلوت خود انجام دادم از بدی اعمال و بیادبیام و دوام تقصیرم و جهالتم و زیادی شهواتم و غفلتم، تعجیل و شتاب نفرمایی!» (محقّق)
[٢]ـ المصباح، ص ٥٥٧، دعاء أمیرالمؤمنین لیلةَ نصفِ شعبانَ المسمی بدعاء کمیل. ترجمه: *
* «اى معبود من و اى سیّد و آقاى من و اى پروردگارم! آیا تو در خود چنین مییابی که مرا به آتش دوزخ عذاب کنى، بعد از رسیدن به وحدانیّت و یگانگی تو و بعد از آنکه قلبم بر نور معرفت تو گرد آمده و زبانم به ذکر تو گویا شده و خمیر و باطنم به محبّت تو گره خورده و بعد از اعتراف صادقانهام و دعای خاضعانهام به مقام ربوبیّت تو؟!
هیهات! تو کریمتر از آنی که کسی را که خود پرورش دادهاى ضایع گردانی، یا کسی را که خود نزدیکش کردهاى دور گردانی، یا کسی را که خود پناه دادهاى برانی، یا کسی را که خود کفایت کردهاى و مورد رحمت خویش قرار دادهاى، تسلیم بلایا و شدائد کنی.
و کاش میدانستم ـ ای آقا و معبود و مولایم ـ آیا آتش دوزخ را بر چهرههایى که برای عظمت و ابّهت تو به سجده روی خاک افتاده و بر زبانهایى که از روی صدق به توحید و یگانگیت گویا شده و به شُکرت تو را مدح و ستایش نموده و بر قلبهایى که از روی یقین به مقام الهیّت تو اعتراف کرده و ضمائر و سرائری که علم و معرفت تو آنها را فراگرفته تا به جایی که در برابرت خاشع گشته و بر اعضاء و جوارحی که از روی طوع و رغبت به مکانهای عبادتت شتافته و با حال اذعان و اعتراف به گناه جویای مغفرت تو شده، مسلّط میگردانی؟! هرگز چنین گمانی به تو راه ندارد و از فضل تو چنین خبری به ما نرسیده! ای کسی که متّصف به کرم هستی و ای پروردگار من!
و تو ضعف و ناتوانی مرا در مقابل اندکی از بلایا و شدائد دنیا و عقوبتهاى ناچیز آن و مکاره و ناملایماتی که بر اهل آن میرسد، میدانی؛ در صورتی که این بلا و مکروهی است که مکث و درنگش کم و بقاء و دوام آن ناچیز و مدّتش کوتاه است. پس چگونه تاب تحمّل بلای آخرت و آن ناملایمات بزرگ آنجا را دارم در صورتی که آن بلا مدّتش طولانی و اقامت در آن دائمی است، و تخفیفی برای مبتلایان به آن نیست؛ زیرا آن بلا از غضب و انتقام و سخط تو سرچشمه گرفته، و آنهم چیزی است که آسمانها و زمین تاب تحمّل آن را ندارد.» (محقّق)