مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٧ - قضیّه اعرابی که سه شب در طواف دعا میکرد و حاجت داشت و فروختن حضرت امیر باغ خود را
داستان مالکاشتر در بازار و سبزیفروشی که برگ تره به صورت اشتر زد.[١]
قضیّه اعرابی که سه شب در طواف دعا میکرد و حاجت داشت و فروختن حضرت امیر باغ خود را
[١]* بر او غلبه نماید زمین را فرش و دستش را بالش قرار دهد؛ در میان گروهى که خوف معاد چشمهای آنان را بیدار داشته، و پهلوهای آنان را از محل خوابشان دور ساخته و لبهای آنان با صدای آهسته به ذکر و یاد پروردگارشان مترنّم شده و به کثرت استغفار, گناهانشان (مانند متفرّق شدن ابرها) زائل و محو شده است. (أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ) ”ایناناند حزب و گروه پروردگار, و بدانید که فقط این حزب و گروهِ منتسب به خدای متعال است که رستگار خواهد شد.“
اى پسر حنیف، بنابراین از خداوند بپرهیز و چند قرص نانت باید تو را کافی باشد تا سبب خلاص و رهایی تو از آتش دوزخ گردد!» (محقّق)
* سوره المجادلة (٥٨) ذیل آیه ٢٢.
[٤٤٩]ـ بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ١٥٧ و ج ١٠٢، ص ٢٩١؛ مجموعۀ ورام، ج ١، ص ٢:
«حُکِیَ أنّ مالِکًا الأشتَرَ ـ رَضِیَ اللهُ عَنهُ ـ کانَ مُجتازًا بِسُوقِ الکُوفَةِ و عَلَیهِ قَمِیصُ خامٍ و عِمامَةٌ مِنهُ. فَرَآهُ بَعضُ السُّوقَةِ فَازدَرَى بِزِیِّهِ، فَرَماهُ بِبُندُقَةٍ تَهاوُنًا بِهِ، فَمَضَى و لَم یَلتَفِت.
فَقِیلَ لَهُ: وَیلَکَ! أتَدرِی بِمَن رَمَیتَ؟!
فَقالَ: لا.
فَقیلَ لَهُ: هَذا مالِکٌ صاحِبُ أمیرِالمُؤمِنینَ علیه السّلام!
فَارتَعَدَ الرَّجُلُ و مَضَى إلَیهِ لِیَعتَذِرَ مِنهُ. فَرَآهُ و قَد دَخَلَ مَسجِدًا و هُوَ قائِمٌ یُصَلِّی. فَلَمّا انفَتَلَ أکَبَّ الرَّجُلُ عَلَى قَدَمَیهِ یُقَبِّلُهُما. فَقالَ: ”ما هَذا الأمرُ؟!“
فَقالَ: أعتَذِرُ إلَیکَ مِمّا صَنَعتُ!
فَقالَ: ”لا بَأسَ عَلَیکَ! فَوَ اللهِ ما دَخَلتُ المَسجِدَ إلّا لِأستَغفِرَنَّ لَکَ!“»
ترجمه: «حکایت شده که مالک اشتر ـ رضی الله عنه ـ از بازار کوفه عبور مىکرد و یک پیراهن کرباسى بر تن و عمامهای از آن بر سر داشت. یکی از رعایا و تودۀ مردم او را دید و هیأت و سر و وضعش را خوار شمرد و به قصد تحقیر یک گلولۀ گِلى (و یا چیزی دیگر) به طرف او پرتاب کرد. مالک به راهش ادامه داد و توجّهی نکرد.
در این بین کسى به آن مرد گفت: واى بر تو! آیا فهمیدى به چه کسى پرتاب کردی (و جسارت نمودی)؟! *