مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥٦ - داستان مالک اشتر در بازار کوفه
[١]
داستان مالک اشتر در بازار کوفه
[١]* اى دنیا، از من دور شو که ریسمان مهارت بر کوهان تو است! به تحقیق که من از چنگالهایت بیرون رفتم، و از دامهایت رهیده و نجات یافتم، و از رفتن در پرتگاهها و لغزشگاههایت دورى گزیدم. کجایند کسانی که به بازیها و شوخیهایت فریبشان دادى؟ کجایند مردمانی که به زخارف و زینتهایت در فتنه و گمراهیشان انداختى؟ اینک ایشان گروگان گورها و فرو رفته در لحدها هستند!
سوگند به خدا, اگر تو شخصى بودى دیدنى و کالبدى محسوس, هرآینه به سزاى بندگانى که به سبب آرزوها آنان را فریب دادى و مردمانى که آنان را در پرتگاهها و مهالک فروانداختى و پادشاهانى که آنان را به هلاکت سپردى و در جایگاههاى بلاء وارد کردی ـجایگاههایی که نه جای وارد شدن بود و نه راه بازگشتی داشتـ حدود الهى را بر تو جاری مىنمودم!
هیهات! هر که بر لغزشگاه تو گام گذاشت لغزید، و هر که بر قطعات سهمگین آبهاى تو سوار شد غرق گشت، و هر که از ریسمانهاى دامت کناره گرفت توفیق یافت و کامیاب گردید، و کسی که از تو سالم ماند اگر محلّ خوابیدنش تنگ باشد باکى ندارد و دنیا نزد او همچون روزی است که وقت زوال و پایانش رسیده است.
دور شو از من ای دنیا! به خدا سوگند رام تو نمىگردم تا مرا ذلیل و خوار سازى، و نرمخو و فرمانبردارت نمىشوم تا مرا به هر جا خواهى بکشى!
و سوگند یاد میکنم به خداوند ـچنان سوگند قطعى و حتمى که جز مشیّت خدا چیزى نتواند آن را برگرداندـ که من چنان ریاضتى به نفس خود میدهم که براى خوراک چون دستش به یک گِرده نان برسد، از شدّت میل و اشتهاى بدان گِرده با سرعت آن را بگیرد و تناول نماید! و براى خورشِ آن نان، چون دستش تنها به نمک برسد، آن را بگیرد و با کمال میل نانخورش خود قرار دهد! و سوگند به خدا که چنان تخم چشم خود را رها کنم تا همانند چشمۀ جارى سرازیر شود، و به قدرى بگرید که آبش خشک شود و به ته فرو نشیند و آنچه از قطرات اشک در آن باشد همه خالى شود!
آیا سزاوار است همانگونه که حیوان چراکننده در بیابان شکم خود را از چریدن پر میکند تا بخوابد و یا چون گوسفندی که در آغل از علف سیر میشود تا بخوابد, علی نیز مانند آنها از توشه خود بخورد و به خواب رود؟! در این صورت چشمش روشن باد که پس از سالهاى دراز، به چهارپاى یله و رها شده و چرندهای که به چرا برده شده، اقتدا کرده است!
خوشا به حال نفسى که آنچه پروردگارش فرض و واجب کرده اداء کند، و شدّت و سختى آن را به پهلو بمالد و تحمّل نماید, و در شب از خواب دورى گزیند تا به حدّی که وقتی چرت و پینگى *