مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣١١ - داستان تشریف آوردن حضرت سیّدالشّهداء به خیمه زهیر
|
خاندان نبوّتش گم شد |
پسر نوح با بدان بنشست |
|
|
پی نیکان گرفت و مردم شد[١] |
سگ اصحاب کهف روزی چند |
(إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ).[٢]
مقایسهای بین رجال سابق و رجال امروزی ایران
رجال سابق ایران مانند حاج فرهادمیرزا و حاج حسنخان و خانمروی بودند، که حاج حسنخان چون خواست مسجد در کربلا بنا کند در حضور عموم گفت: «هر که در عمرش نماز شبش ترک نشده کلنگ زند!» کسی نزد؛ خود به دست گرفت. خانمروی در بنای مدرسه مروی چنین کلامی را راجع به نماز صبح فرمود. و لیکن رجال امروز ما از رقّاص حمایت میکنند، در باشگاه افسران میرقصند، در جشنها از شدّت مستی بیتاب میشوند؛ آیا اینها اولاد آنها نیستند؟! آیا گردش چرخ فلک و گردش ستارگان عوض شده؟! نه نه! معاشرت با اروپا این اخلاق را برای آنها تحفه آورده است.
ای مردمان مسلمان! از دشمنان خدا دوری کنید، خلط و آمیزش ننمایید! شما در این محیط کثیف مانند ستارگان درخشانی باشید که با نورانیّت افکار خود، پردۀ ظلمات را بدرید؛ نه آنکه در لجّههای تاریکیهای پیدرپی محو و نابود گردید.
داستان تشریف آوردن حضرت سیّدالشّهداء به خیمه زهیر
پس از مقداری نصیحت مردم در دوری از فحشاء و منکرات، داستان تشریف آوردن حضرت سیّدالشّهداء به چادر زهیر[٣] با روضۀ زهیر سخن خاتمه یافت.
[١]ـ کلیات سعدی، ص ٤٢.
[٢]ـ سوره هود (١١) قسمتی از آیه ٤٦. امام شناسی، ج ٣، ص ٨٥:
«اى نوح! این فرزند تو از اهل بیت تو نیست؛ بلکه او عملى ناشایسته است.»
[٣]ـ در مصادر موجود تشریف آوردن حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام به چادر زهیر یافت نشد؛ بلکه آمدن رسول و فرستادۀ آن حضرت به چادر زهیر آمده است: اللّهوف، ص ٧١؛ تحفة الحسینیة، طبع سنگی، ج ١، ص ٩٨؛ منتهىالآمال، ج٢، ص٧٦٣:
«و روایت کردهاند جماعتى از قبیله فزاره و بجیله، که ما با زهیر بن قین بجلى رفیق بودیم. در هنگام مراجعت از مکّه معظّمه و در منازل، به حضرت امام حسین علیهالسّلام مىرسیدیم و از او *