مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٠٠ - ارتباط چند واقعه مهم تاریخی با مسأله تولّی و تبرّی
[١]
[١]* واقع برای وَسمه کشیدن بر ابروان، چشمان را کور نمودن.
سوّم: بیرون ریختن اَرْز معنوی و روحی دانشجویان، و خودباختگی در برابر تمدّن غرب.
ما نمیخواهیم در اینجا از روابط نامشروع دختران و پسران، و آزادی بیبند و بار، و صحنههای ضدّ دینی و ضدّ بشری ملّتهای کفر، و زیانی که از این طریق دامنگیر محصّلین جوان إعزامی ما میشود سخن گوییم. اینها با تمام زشتیها و وقاحت و قباحت، در برابر آنچه میخواهم عرض کنم اندک است.
ما میخواهیم بگوییم: محصّل إعزامی به خارج در اوّلین نظاره، در برابر آن تشکیلات صوری و آن استادان و آن آزمایشگاهها و آن زرق و برقها، خود را ضعیف و زبون میشمرد؛ ایشان را انسان کامل و مربّی و معلّم و برتر و بالاتر میبیند و خود را ناقص و زیر دست مینگرد. این دیدگاه ضعف و حقارت نگری، تا آخر عمر در کانون اندیشه و تفکّرات وی میماند و آن عظمت و اُبَّهَت و جلال نیز آنی از خاطره و ذهن او دور نمیشود.
جوان محصّل تازهوارد، همچون شخص مفکّر و فیلسوفی نیست که این جهات را از هم متمایز کند؛ بدون ذرّهای انفعال، از مواهب و علوم آنان سرمایه گیرد و نفس خود را نیز در همان درجۀ مصونیّت و عزّت پایدار بدارد. خواهینخواهی کشمکش درمیگیرد و فعل و انفعال درونی پدیدار میگردد. رفتهرفته در طیّ تعلیم در آن محیط و آن هوا و آن زمینه، به دنبال تعلیم معلّم، روحیّات و آقایی و سیادت استاد در نفس شاگرد اثر میگذارد و نفس و روان او را محو و فانی در جلال او میکند. محصّل پس از چند سال تحصیل به کلّی استقلال فکری و منیّت و شخصیّت خود را از دست میدهد.
اگر به وطن برگردد تا آخر عمر آنان را عظیم و آقا و برتر میشمرد و ملّت خود را محروم و منفعل و زیردست، و اگر برنگردد، تا آخر عمر در آنجا باز شرف انسانیّت و استقلال اندیشه و فکر خود را باخته است.
و به نظر حقیر این آفت از جمیع آفتهای این مسأله شدیدتر، و بنیاد کنتر است.
شاید روی همین جهات بود که فقید سعید و شهید مظلوم ما: مرحوم سیّد حسن مدرّس ـ أعلی الله مقامه الشّریف ـ در ابتدای آنکه زمزمۀ إعزام محصّل به خارج بود، صریحاً گفت: ”من با اِعزام موافق نیستم، و لیکن معلّم و متخصّص از خارج بیاورید!“
امّا در استخدام معلّمین و متخصّصین خارجی، و طلب نمودن ایشان را در داخل کشور، هیچ یک از این سه محذور وجود ندارد و هزینۀ استخدام در مقایسه با هزینۀ اِعزام بسیار ناچیز است.
و از جمله منافع و عوائد استخدام این است که: آنها که معلّم و مفکّر و افراد اندیشمند آن جوامع *