مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٥٥ - استیذان طائفه جنّ از سیّدالشّهداء براى کارزار، و بیان حضرت در جواب (ت)
[١]
[١]* معشوق من که یک عمر از روى دامان پیامبر تا الآن با او فقط نرد عشق باختهام، او به من مىگوید: اى حسین! این کار را باید بکنى! این است روش و منهاج تو! این است سیر و حرکت تو!
جان بر آن کس ارزش دارد که براى حفظ آن تن به ذلّت دهد، و حکومتهاى پیشین و امروز را که بر اساس ظلم و عدوان است امضا کند. من حُسَینم و ارزش جان من وقتى است که خودم را براى رهائى بشریّت از چنگال این دیو صفتان فدا کنم. آنوقت ارزش دارد که خودم با اهلبیتم را به همین منهاج که مشاهده مىکنید فدا کنم! این است رویّه من! هر که حسینى است اینچنین است!...
السَّلامُ عَلیکَ یا أباعَبدِاللَهِ و عَلَى المُستَشهَدینَ بَینَ یَدَیکَ و رَحمَةُ اللَهِ و بَرَکاتُهُ. یا لَیتَنا کُنّا مَعَکَ فَنَفوزَ فَوزًا عَظِیمًا. اَللَهمّ اجعَلنا مِن شیعَتِهِ و حَرَمِهِ و الذّابّینَ عَنهُ، و اجعَلنا مِنَ الفائِزینَ بِإدراکِ ثارِهِ مَعَ الإمامِ المُنتَظَرِ حُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسکَرىّ عَجَّلَ اللَهُ تَعالَى فَرَجَهُ.»
١) سوره النّساء (٤) صدر آیه ٧٨.
٢) سوره آل عمران (٣) قسمتی از آیه ١٥٤.
٣) [در أقرب الموارد گوید: «تَعِسَ (ل) تَعْسًا: لغةٌ فهو تَعِسٌ مثل تَعِب. و تَتعدِّى هذه بالحرکة و بالهمزة فیُقال: تَعَسَه اللهُ و أتعَسَه. و منه: هو منحوسٌ متعوسٌ، تَعْسًا له، اى ألزَمه اللهُ هلاکًا، و هو مفعول مطلقٌ عاملُه محذوفٌ.»]
٤) خصائص الحسین ص ١١٩ و ١٢٠. و این آیه از سوره الأنفال (٨) قسمتى از آیه ٤٢ مىباشد.
٥) همان مصدر، ص ١٢١ و ١٢٢.
٦) ملاحظه فرمایید: این عبدالله پسر عمر که در نزد عامّه بسى مناقب براى او ذکر مىکنند، با یزید بن معاویه بیعت مىنماید و دست از نصرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام بر مىدارد، و نه با حضرت و نه با پدرش أمیرالمؤمنین بیعت ننمود؛ با حجّاج بن یوسف ثَقَفى به خلافت عبدالملک بن مروان بیعت مىکند آنهم با وضع ذلّتآمیزى. حجّاج به او مىگوید: با دستم بیعت مکن، انگشت شصت پاى چپم را با دستت بگیر و بیعت کن، و عاقبتالأمر هم حجّاج او را با وضع فلاکت بارى مسموم مىکند.
او را قیاس کنید با اصحاب حضرت أباعبدالله الحسین علیهالسّلام که در لیله عاشوراء بیعت را از آنان برداشت و همه را آزاد گذاشت که: «از تاریکى شب استفاده کنید و به منازل و اوطان خود بروید؛ این قوم فقط با من سر و کار دارند و چون مرا بکشند و مقصودشان حاصل شود با احدى از شما کارى ندارند!» ما جواب بنىهاشم و اصحاب را در اظهار وفادارى و جاننثارى، از کلام میرزا محمّدتقى حجّةالإسلام نیّر تبریزى در آتشکده ذکر مىکنیم: *