مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٤٥ - مباحثه امام صادق علیهالسّلام با زندیق مصری
[١]
[١]* مِنهُما و أکبَرُ مِنهُما.“
قالَ الزِّندِیقُ: صَدَقتَ.
ثُمَّ قالَ أبُوعَبدِالله علیهالسّلام: ”یا أخا أهلِ مِصرَ، الّذی تَذهَبُونَ إلَیهِ و تَظُنُّونَهُ أنّه الدّهر، فإن کانَ الدَّهرُ یَذهَبُ بِهِم [فَلِمَ] لِمَ لا یَرُدُّهُم، و إن کانَ یَرُدُّهُم لِمَ لا یَذهَبُ بِهِم؟! القَومُ مُضطَرُّونَ. یا أخا أهلِ مِصرَ، السَّماءُ مَرفُوعَةٌ و الأرضُ مَوضُوعَةٌ، لِمَ لا تَسقُطُ السَّماءُ عَلَى الأرضِ و لِمَ لا تَنحَدِرُ الأرضُ فَوقَ طاقَتِها فَلا یَتَماسَکانِ و لا یَتَماسَکُ مَن عَلَیهِما؟!“
فَقالَ الزِّندِیقُ: أمسَکَهُما و الله رَبُّهُما و سَیِّدُهُما! فَآمَنَ الزِّندِیقُ عَلَى یَدَی أبِیعَبدِالله علیهالسّلام.
فَقالَ لَهُ حُمرانُ بنُ أعیَنَ: جُعِلتُ فِداکَ، إن آمَنَتِ الزَّنادِقَةُ عَلَى یَدَیکَ، فَقَد آمَنَتِ الکُفّارُ عَلَى یَدَی أبِیکَ.
فَقالَ المُؤمِنُ الّذی آمَنَ عَلَى یَدَی أبِیعَبدِالله علیهالسّلام: اجعَلنِی مِن تَلامِذَتِکَ!
فَقالَ أبُوعَبدِالله علیهالسّلام لِهِشامِ بنِ الحَکَمِ: ”خُذهُ إلَیکَ فَعَلِّمهُ!“
فَعَلَّمَهُ هِشامٌ. فَکانَ مُعَلِّمَ أهلِ مِصرَ و أهلِ شامَ، و حَسُنَت طَهارَتُهُ حَتَّى رَضِیَ بِها أبُوعَبدِالله علیهالسّلام.»
امام شناسى، ج ١٨، ص ٦٥:
«مجلسى روایت کرده است از توحید صدوق با سند متّصل خود از هشام بن حَکم که گفت:
زندیقى در مصر بود، چون صِیت علم امام صادق علیه السّلام به وى رسید، از مصر به سوى مدینه حرکت کرد تا با وى ملاقات و مناظره کند؛ حضرت را در مدینه نیافت. به وى گفتند: امام در مکّه مىباشد؛ زندیق به سمت مکّه رهسپار گشت، و ما با حضرت صادق علیه السّلام بودیم که زندیق به ما نزدیک شد. ما با حضرت امام علیه السّلام در حال طواف بودیم که زندیق کتفش را بر کتف حضرت زد. حضرت به وى گفتند: ”اسمت چیست؟!“
گفت: اسمم عبدالمَلِک است.
حضرت گفتند: ”کنیهات چیست؟“
گفت: کنیهام أبوعبدالله است.
حضرت به او گفتند: ”آن مَلِکى که تو بنده او هستى کیست، آیا از پادشهان آسمان مىباشد یا از پادشهان زمین؟! و همچنین به من خبر بده از پسرت، آیا وى بنده خداى آسمان مىباشد یا بنده خداى زمین؟!“
وى ساکت شد. *