إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٢٥ - باب دهم پاداش استقامت در بيمارى و ثواب عيادت بيمار
بدن باقى مىماند پس كفّاره (گناهان) گذشته و آينده مىگردد و هر كس يك شب بيمارى بكشد و شرايطش را قبول كند (و ناسپاسى ننمايد) و در هنگام صبحش خدا را شكر گذارد، خداوند به فضل خود ثواب عبادت شصت سال به او عطا مىفرمايد و بيمارى مؤمن را از گناهان پاك مىگرداند و نسبت به او رحمت الهى تلقّى مىشود و براى كافران عذاب و نفرين است.
و بيمارى مؤمن برطرف نمىشود، تا آنكه گناهى برايش باقى نماند و يك شب تب كردن، هر گناهى را برطرف مىكند مگر گناه كبيره را.
و نيز فرمود[١] ٦: بيمار در حال بيماريش چهار چيز را به دست مىآورد: از گناهانش قلم برداشته مىشود و خداوند به فرشتگان دستور مىدهد كه ثواب آنچه در حال سلامتى انجام مىداده، برايش بنويسند و گناهانش چون برگ درخت فرو مىريزد و عيادتكننده وى آنچه از خدا بخواهد، به او عطا مىشود و خداوند به فرشته دست چپش امر مىكند كه: تا بندهام در بيمارى است گناهى برايش ننويسيد[٢] و به فرشته دست راست مىفرمايد: ناله و زارى او را، حسنات بنويسيد و چنان كه دم كوره آهنگران[٣] زنگار آهن را پاك مىگرداند، بيمارى هم مؤمن را از گناه پاك مىكند و هر
[١]
ُ قال النبى ٦: للمريض في مرضه اربع خصال: يرفع عنه القلم و يأمر اللَّه الملك يكتب له ثواب ما كان يعمله في صحّته و تساقطت ذنوبه كما يتساقط ورق الشجر و من عاد مريضا لم يسئل اللَّه تعالى شيئا الّا اعطاه و يوحى اللَّه تعالى الى ملك الشّمال لا تكتب على عبدى ما دام في وثاقى شيئا و الى ملك اليمين ان اجعل انينه حسنات و انّ المرض ينقى الجسد من الذنوب كما ينقى الكبير خبث الحديد و اذا مرض الصغير كان مرضه كفّارة لوالديه.
[٢] علّامه شعرانى: المراد منه المريض لا العائد: مراد بيمار است نه عيادتكننده.
[٣] علّامه شعرانى:
ُ منفخة الحدادين:
كوره آهنگرى را« الكير» گويند.