إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٦٩ - ياد مرگ و قيامت
و حسابشان برايش باقى مىماند؟! لخت و عريان بر دنيا وارد شديد، و لخت و عريان هم دنيا را ترك مىكنيد و دنيا بسان گردنه است، پس از آن بگذريد و آن را پشت سر اندازيد.
و فرمود: بار خدايا مرا فقير بميران نه غنىّ و مرا در گروه بينوايان محشور كن.
و فرمود: بدبختترين مردمان بدبخت، كسى است كه نادارى دنيا و عذاب آخرت برايش جمع شود.
فرمود: خشنود بودن به آنچه نزد خداست، سبب راحتى و آسايش و روى آوردن به دنيا سبب اندوه و غم مىگردد.
فرمود: يكى از ويژگيهاى دوستان خدا، توكّل به اوست و از غير او خود را بىنياز مىسازند و نياز خود را در همه حالات با او در ميان مىگذارند.
فرمود: از آنچه از مال دنيا دارى انفاق كن، زيرا به آن خواهى رسيد و سپس اين ابيات را قرائت كرد:[١] دنيا را به آنچه مىشود، رها كن و از او قطع اميد كن و انسان بيهوده بىنيازى مىطلبد، زيرا بىنيازى در نفس است، اگر بسنده كند و قانع شود.
فرمود:[٢] سوگند به خدا اين قدر جامها خود را وصله زدم، كه ديگر شرم داشتم آن را به پينهدوز
[١]
ُ\sُ ادفع الدّنيا بما اندفعت\z و اقطع الدّنيا بما انقطعت\z يطلب المرء الغنى عبثا\z و الغنى في النّفس لو قنعت\z\E
[٢]
ُ قال علىّ ٧: و اللَّه لقد رقعت مدرعتى هذه حتّى استحيت من راقعها و قال لى قائل الا تنبذها؟