إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٧٢ - سه گونگى گناه
بر ايمان آن را روشن كن؟
فرمود: آرى گناهى كه در دنيا كيفرش را بنده مىبيند و خداوند بردبارتر از اين است كه دو بار بنده را كيفر دهد.
و اما گناهى كه بخشيده نمىشود، ستم به بندگان خداست، كه خداوند سوگند ياد كرده كه آن را نيامرزد، اگر چه به آهستگى مشتى بر كسى زده باشند، و يا دستى به سر و صورت انسان يا حيوانى كشيده باشند،[١] پس خدا در قيامت آن را قصاص مىكند تا مظلمهاى به گردن كسى نماند.
اما گناه سوم، گناهى است كه خداوند آن را بپوشاند و توبه را روزى وى سازد و همواره از گناه خود ترسان است و اميد رحمت دارد، پس ما هم براى او جاى اميدوارى مىبينيم.
از حضرت باقر ٧ رسيده كه فرمود: هر گاه خداوند بخواهد بندهاى را گرامى نمايد و گناهانى بر گردن داشته باشد، او را بيمار مىگرداند، و اگر بيمارش نكند، مرگ را بر او سخت و رنجآور مىگرداند، تا گناهانش پاك شود، و اگر بخواهد بندهاى را خوار گرداند و او كارهاى نيكى كرده باشد، بدنش را سالم نگاه مىدارد و اگر چنين نكند، روزى او را بسيار مىگرداند، و اگر چنين نكند، مرگ را بر او آسان مىكند، تا پاداش كار نيكش به اين صورت داده شود (و عملش ضايع نگردد).
حضرت صادق ٧ فرمود: اگر بندهاى گناهش بسيار گردد و عمل خيرى
[١] علّامه شعرانى: نطحه نطحا اصابه بقرنه ...
: با شاخ او را زده باشد كه قرناء يعنى حيوانى كه شاخ دارد و جماء حيوان بىشاخ است، و محقق طوسى مىگويد: انصاف بر خدا عقلا و نقلا واجب است، پس نبايد ظالم را بىجواب بگذارد.