إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٤٤ - باب پنجاهم خدايابى و خداشناسى
و سومى عرض كرد: همواره خدا مىداند و مىشنود و مىبيند؟
فرمود: ذات او دانا و شنوا و بينا است.
شخصى پرسيد: اگر ذات حق عالم و شنونده و بيننده است، نبايد خشم گيرد و خود مىفرمايد:
وَ مَنْ يَحْلِلْ عَلَيْهِ غَضَبِي فَقَدْ هَوى[١]: هر كس مستحق خشم من گردد، خوار شد؟
فرمود: مراد از خشم، كيفر است كه هر كس نافرمانى كند، عذابش مىنمايد، اى مرد! هر كس گمان برد كه خدا چون مخلوق، تغيير حالت پيدا مىكند، و از حال عادى خارج مىگردد، خدا را به صفت مخلوقات وصف كرد؟ در حالى كه چيزى خدا را تغيير نمىدهد و شبيه ندارد و آنچه در عالم و هم و خيال انسان مىآيد، خداوند غير از آن است.
حضرت امير ٧ در پاسخ «ذعلب يمانى»[٢] كه پرسيد خدا را ديدهاى فرمود: مگر چيزى را كه نبينم ستايش مىكنم؟
عرضه داشت: چگونه او را مىبينى؟
فرمود: چشمها او را با ديدن درك نمىكنند، و ليكن دلها با حقايق ايمان او را درك مىكنند، به همه چيز نزديك است، اما نه با ملامست و از همه چيز بعيد است اما نه با جدايى و دورى، گوينده است، بدون انديشيدن، و ارادهكننده است، بدون آماده شدن از پيش، سازنده است، بدون عضو، لطيف است، اما به پنهانى وصف نمىگردد، رحيم است، ولى به دلسوزى موصوف نيست و همه مخلوقات در برابر بزرگى او خوارند و دلها در برابر شكوه و بزرگيش از
[١] طه/ ٨٠.
[٢] علّامه شعرانى: ذعلب لقب است و ترجمه او را در كتب رجالى نيافتيم.