إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤٣٣ - ادب حضرت ايوب
وَ أَمَّا ثَمُودُ فَهَدَيْناهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمى عَلَى الْهُدى[١]: ما قوم ثمود را هدايت كرديم، اما خود كورى را بر بينايى ترجيح دادند.
و: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ[٢]: اى كسانى كه ايمان آوردهايد، به اوامر حق گردن نهيد و تسليم او شويد.
پس خداوند به انجام كارى امر نمىكند و مانعى بر سر راه پيش آورد، او منزّه و پاك است، از آنچه بندگان گمراه مىگويند.
آيا مگر درست است كه خدا كسى را به كفر مجبور كند و بعد او را به كفرش مجازات نمايد آيا از عدالت دور نيست كه انسانها را به زنا و دزدى مجبور نمايد، و دستور دهد كه حدود را در باره آنها اجرا كنند؟ حضرت امير ٧ نيز چنين طرز فكرى را به باد انتقاد گرفته و فرمود: سزاوار حكمت نيست كه راه هدايت را به تو نشان دهد و تو را به آن فرا بخواند، ولى تو را به انجام گناه مجبور سازد، و بعد در قيامت عذاب كند؟ آيا خداوند از منكر نهى مىكند و خود بنده را به آن مجبور سازد؟ اين افراد بر خدا افترا مىبندند و عقيده آنها باطل و بيهوده است.
و فرمود: هر عمل زشتى كه از آن طلب آمرزش مىكنى، از تو سرزده و هر چيزى كه براى آن خدا را سپاس مىگويى از او بروز كرده است.[٣] چنان كه آيه مىفرمايد: ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ[٤]: هر چه نيكى به تو مىرسد از سوى خداست و آنچه بدى به تو مىرسد از خودت سرچشمه مىگيرد.
[١] فصلت/ ١٦.
[٢] بقره/ ٢٠٤.
[٣]
ُ قال على ٧: ما استغفرت عليه فهو منك و ما حمدته عليه فهو منه.
[٤] نساء/ ٧٩.