إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤١٨ - زهد و پارسايى موسى
سبكى حساب در قيامت.
و ثروتمند به سه چيز گرفتار مىگردد[١]! رنج و خستگى تن، پر شدن قلب از غم و اندوه دنيا، و سختى حساب در قيامت.
از اين جهت است كه گفتهاند: فقر زينت اوليا و شعار صالحان است
[زهد و پارسايى موسى ٧]
همان گونه كه بر موسى ٧ وحى شد: اى موسى، آنگاه كه فقر را مىبينى به سويت روى آورده، بگو آفرين بر شعار صالحان و هنگامى كه ديدى مال به تو روى آورده، بگو گناهى است كه كيفر آن با شتاب رخ نموده پس بهتر است به احوال و داستان پيامبران و شيوه خاص آنان و كيفيّت زندگيشان بنگرى.
آن گونه كه در باره موسى بن عمران ٧ روايت شده، با اينكه براى اخذ وحى و تكلّم با خدا برگزيده شده بود و در اثر رياضت و رنج، ضعيف و ناتوان گشته بود و در اكثر اوقات خوراكش علفهاى بيابان بود، به طورى كه سبزى علف از پوست بدنش آشكار بود، با اين حال فقط نانى را از خدا براى سدّ جوع طلب مىكرد، و نه بيشتر.
و نيز روايت شده كه روزى موسى ٧ عرض كرد: خدايا من گرسنه هستم؟
به او وحى شد كه من بر گرسنگى تو آگاهم؟
عرضه داشت: پس طعامى برايم بفرست؟
خطاب شد! هر گاه خواستم، به تو مىدهم و همچنين: به حضرت موسى ٧ وحى رسيد: اى موسى، فقير كسى است كه، مانند من كفيلى ندارد، و بيمار كسى است كه چون منى، طبيب ندارد، و غريب كسى است كه مونسى چون من ندارد، اى موسى به تكه نانى از جو
[١] علّامه شعرانى: و احتاز يعنى حيازت.