إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٦٥ - حفظ آبروى نيازمند
حضرت سجّاد ٧ فرمود: من در رفع نياز دشمنم شتاب مىكنم، زيرا ممكن است پيش از من ديگرى حاجت او را برآورد و يا خود بىنياز گردد.
ديگرى گفته: دوست ندارم كسى را از خود برانم و حاجتش را برنياورم، زيرا اگر شخص بزرگوار باشد، آبرويش را حفظ كردهام و اگر فرومايه باشد، آبروى خود را حفظ كردهام.
نقل است كه شخص، فردى را در راهى ديد و از او پرسيد از كجا مىآيى؟
گفت: از مدينه، گفت: مردى از شما (مسلمانان) در شهر ما ساكن گرديده- و نامش را براى مخاطب برد- و ما را غنىّ نموده است[١]، اين مرد در پاسخ گفت:
او مالى نداشت كه شما را بىنياز سازد؟ گفت: ما را با مال بىنياز نكرد، بلكه كرم و بخشش را به ما آموخت، و برخى از او سخاوت را ياد گرفتند و ديگران به نوايى رسيدند و گشايشى در زندگيشان فراهم آمد.
حفظ آبروى نيازمند
نقل است كه اگر كسى نيازى به امام على ٧ پيدا مىكرد، مىفرمود:
حاجتت را بر روى خاك بنويس، زيرا دوست ندارم ذلّت سؤال را در صورت سائل ببينم.[٢] نقل است كه شخصى بر امام هشتم ٧ وارد شد و عرض كرد: من مردى از ارادتمندان شما هستم و هزينه سفرم را گم كرده، ولى در شهر خود ثروتمند هشتم، تقاضا دارم شما به من عنايت نماييد، تا به وطن خود بازگردم، و در
[١] علّامه شعرانى: مخاطب تعجب كرد، چون آن مرد خودش فقير بوده، پس چگونه آنها را غنى كرده است؟
[٢]
ُ اذا اتاه طالب في حاجة فقال له اكتبها على الارض فانّى اكره ان ارى ذلّ السؤال في وجه السائل.