إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٤٤ - باب چهلم زشتى حسد(و رشگ بر ديگران)
باعث شد تا خدا او را از رحمت خود دور سازد.
دوّم: حرص و آز است كه آدم ٧ را بر خوردن از آن «شجره» نهى شده واداشت و از آن تناول نمود و سبب شد كه از بهشت خارج گردد.
سوّم: حسد است كه باعث شد قابيل برادرش هابيل را به قتل برساند، و حسود بر قضاى حق خشمگين است و آن را ناخوش دارد، كه خدا به بندگانش روزى داده و حسود هيچ گاه عزيز نمىگردد و به بزرگى نمىرسد.
در روايت است كه آيه شريفه:
قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ[١]: بگو (اى پيامبر) خداى من حرام فرموده هر گونه اعمال زشت را چه آشكار باشد و چه پنهانى.
كه «ما بطن» جزء آخر آن، به معناى حسادت است.
و نيز در حديث آمده كه در كتابهاى دينى پيشين خداوند فرمود: «حسود دشمن نعمت من است، و آبروى او پيش از شخص مورد حسادت مىريزد.» چنان كه على ٧ فرمود: سوگند به خدا حسود به خود زيان مىرساند، پيش از آنكه به ديگرى زيانى برساند.[٢] يكى از بزرگان گفته است: از جمله نعمتهاى الهى بر بندگان اين است كه مانع مىشود كه در دل امرا و حاكمان حسد راه پيدا كند، زيرا اگر آنها حسادت ورزند، نمىتوانند اموال و نعمت ديگران را ببينند، و با قدرتى كه دارند، مال مردم را تصرّف مىكنند و سبب بيچارگى و هلاكت مردم را فراهم مىآورند.
[١] اعراف/ ٣٣
[٢]
ُ قال على ٧: للَّه درّ الحسد ما اعدّ له برء بصاحبه فقتله.