إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣٢٣ - دانستن بلا به عنوان نعمت، و خوشى به عنوان مصيبت
سپاسگزارى كن، پرسيد: چگونه سپاس تو را گويم، در حالى كه همان سپاس گفتن، نعمت تو است؟
فرمود: اينك حق شكر مرا ادا كردى، (چون دريافتى كه اين شكر نيز از سوى من است) داود ٧ پرسيد: خدايا آدم ٧ چگونه تو را سپاس گفت، در حالى كه تو او را پدر پيامبران خود قرار دادى و فرشتگان را به سجدهاش واداشتى؟
فرمود: او اعتراف كرد كه همه اينها از سوى من است، پس به اين اعتراف، حقّ شكر مرا ادا كرد.
و سزاوار است كه بنده همان گونه كه در حال نعمت و خوشى، خدا را شكر مىگويد، در حال سختى و بلا هم سپاس او را به جاى آورد.
دانستن بلا به عنوان نعمت، و خوشى به عنوان مصيبت
آمده است كه خداوند به داود ٧ فرمود: اى داود ٧ من بهشت را با خشتى از طلا و نقره آفريدم و سقفش را از زمرّد و گلش از ياقوت و خاكش را از مشك خوشبو و سنگهايش را از درّ و لؤلؤ و ساكنانش را حور العين قرار دادم، آيا مىدانى اينها را براى چه كسى مهيّا ساختهام؟ گفت: خير، فرمود: براى گروهى است كه بلا را نعمت و خوشى را مصيبت به حساب آورند.
شكى نيست كه بلاها موجب عوض مىشود و ثواب آنها به خاطر صبر بر آنها است[١] و فوايد زيادى دارد، چون كفّاره گناهان محسوب مىگردد و در
[١] عوض در اصطلاح علم كلام غير از ثواب است، زيرا ثواب مربوط به طاعت مىگردد و بر وجه تشريف داده مىشود و عوض، در مقابل دردها و مصيبتها و امثال آنهاست، و مواردى كه بر وجه طاعت صورت نمىگيرد و ثواب قصد قربت در بر دارد، ولى در عوض ندارد و مكلف و كودكان و حتى حيوانات را در بر مىگيرد.( علّامه شعرانى)