إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٣١٠ - مفهوم و معنى قناعت
از جابر بن عبد اللَّه انصارى[١] (صحابى بزرگوار پيامبر ٦) نقل شده كه رسول خدا ٦ فرمود: «قناعت گنجى پايانناپذير است.»[٢] و نيز به يكى از اصحاب فرمود: پرهيزكار و با ورع باش، تا عابدترين مردم باشى، و قانع باش تا سپاسگزارترين مردم (به درگاه) خدا باشى، و آنچه براى خود دوست مىدارى براى ديگران دوست داشته باش، تا مؤمن باشى، و با همسايگان درست زندگى كن، تا مسلمان باشى، و كم خندهكن، زيرا بسيارى خنده قلب را مىميراند، و مردم همانند مردگانند، مگر كسى را كه خدا او را با دادن نعمت قناعت، زنده كرده باشد و قناعت جز در دل كسى كه خود را از غم دنيا راحت كرده باشد، قرار نمىگيرد، و خشنودى به قناعت، رأس زهد است.
مفهوم و معنى قناعت
حقيقت قناعت يعنى: آرامش خاطر در نبودن آنچه دل مىخواهد، و راضى شدن به خوراكيهاى اندك و تأسّف نخوردن بر آنچه از دست رفته است.[٣] و در تأويل آيه: لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقاً حَسَناً[٤]: خداوند روزى نيكويى به ايشان خواهد داد.
آمده كه مراد قناعت است، زيرا قناعت يعنى: خشنودى نفس به آنچه به او داده شده اگر چه بسيار اندك باشد.
انديشمندى گفت: بىنيازى و عزّت با يك ديگر جولان (و مسابقه) مىدادند، و چون قناعت را ديدند، آرام شدند (يعنى قناعت هر دوى آنها را در خود دارد).
[١] علّامه شعرانى: ابو على او را در رجال خود ذكر كرده و ما آن را نقل نكرديم.
[٢]
ُ قال رسول اللَّه ٦: القناعة كنز لا يفنى.
[٣] و معناه السكون عند عدم المشتهيات و الرّضى بقليل الاقوات و ترك التأسف على ما فات
[٤] حج/ ٥٧