إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٢٤ - سفارش مؤلف
آيا امروز تو بيدارى يا خوابى؟ و چگونه انسان سرگردان و حيران از امروز لذّت مىبرد، اگر امروز بيدار باشى، صورتت از اشكهاى چشمت سوخته مىشد روزت اى مغرور به بازى و شبت به خواب مىگذرد و در اين صورت مرگ برايت لازم است و تلاش تو براى چيزى مىگذرد كه به زودى نزد آن ناخوشايندى و زندگىات چون حيوانات در دنيا مىگذرد، امروز اگر از زندگى شاد باشى و به آرزوها دل به بندى، همان گونه خواهى بود كه خوابيده در خواب خود خوشحال مىگردد، پس تو بيدار نيستى، و بيدار در ذكر است پس اگر چنين باشد و در بيدارى به ذكر خدا مشغول نباشى، راه نجات و سلامتى نخواهد داشت.
آرى اى مردار شب[١] و بيكار روز، كه چون افراد فاجر عمل مىكنى، و با اين حال مقام نيكان را مىخواهى چه دور است كه به آن برسى، چقدر آهن سرد مىكوبى؟ از پيامبر ٦ نقل است كه فرمود: از فرزندان آدم، تعداد كمى عقل سالم دارند، مگر وقتى مقدار كمى مالش افزوده مىگردد، چقدر خوشحال مىشود، اما در جريان شب و روز كه از عمرش كاسته مىگردد، برايش مهم نيست و او را محزون نمىسازد در صورتى كه مالش زياد مىشود و عمرش كم، او را بىنياز نمىكند.
به يكى از بزرگان گفتند: فلانى مال بسيارى به دست آورده، در پاسخ گفت:
[١] علّامه شعرانى: جيغه يعنى: ميته كنايه از اينكه در شب مانند مرده مىآرمند.